X_HaZiN_X

دستیار مدیرکل + سرپرست کتاب
کاربر کادر مدیریت
دستیار مدیرکل
سرپرست بخش
ناظر انجمن
نویسنده ادبی
خادم المهدی
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
Nov 23, 2020
ارسالات
1,085
پسندها
2,214
دست‌آوردها
163
مدال‌ها
6
سن
21
سکه
39
به نام ایزد منان.
سلام بر تمامی شما عزیزان.

برای سهولت در امر ویرایش، و آموزشِ ویراستاران آزمایشی، ناظران و نویسندگان؛ نکات جامع و کامل ویرایش در این تاپیک درج خواهد شد.

از نویسندگان خواهشمندم با مطالعه‌ی این آموزشات، به ناظران و ویراستاران عزیزی که وقتشون رو صرف یاری‌رسوندن به ما قلم به دست‌ها می‌کنن؛ کمی کمک کنیم.
 

X_HaZiN_X

دستیار مدیرکل + سرپرست کتاب
کاربر کادر مدیریت
دستیار مدیرکل
سرپرست بخش
ناظر انجمن
نویسنده ادبی
خادم المهدی
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
Nov 23, 2020
ارسالات
1,085
پسندها
2,214
دست‌آوردها
163
مدال‌ها
6
سن
21
سکه
39
ابتدا انواع ویرایش:

الف) ویرایش فنی

ب) ویرایش زبانی_ساختاری.

ج) ویرایش تخصصی یا علمی یا محتوایی.


«ویرایش فنی»
اصلاح غلط‌های املایی، کنترل پاراگراف‌بندی و برقرار بودن رابطه محتوایی بین جملاتی که در یک پاراگراف قرار گرفته‌اند، اصلاح و اعمال نشانه‌گذاری‌های متن، یک‌دست کردن ضبط اعلام، اصطلاحات و …، اعمال قواعد عدد نویسی، مشخص‌کردن حدود نقل قول‌ها و وارسی ارجاعات و پانوشت‌ها و یادداشت‌ها،کنترل اندازه و قلم حروف در بدنه متن و عنوان‌ها و … .

«ویرایش زبانی_ساختاری»
رفع خطاهای دستوری و ساختاری و جمله‌بندی، اصلاح انحراف از زبان معیار و یک‌دست‌کردن زبان نوشته، ابهام‌زدایی از عبارات نارسا و مبهم، انتخاب برابرهای مناسب برای واژگان غیرفارسی، کوتاه‌کردن جمله‌های طولانی، ساده و روان‌سازی متن از نظر جمله‌بندی و … .

«ویرایش تخصصی، علمی یا محتوایی»
حذف، کاهش یا تلخیص مطالب تکراری یا غیرضروری، تنظیم و جابجایی مطالب برای انسجام و یک‌دستی نوشتار، افزایش برخی نکات فراموش‌شده در متن یا در پاورقی، مقابله متن با اصل در متون ترجمه یا تصحیح متون کلاسیک، توضیح و یادآوری و پیشنهاد ضروری در پاورقی که البته باید با ذکر کلمه «ویراستار» و با اجازه نویسنده کتاب باشد، بازبینی و تصحیح مطالب نادرست و غیرعلمی و متناقض و … .

 

X_HaZiN_X

دستیار مدیرکل + سرپرست کتاب
کاربر کادر مدیریت
دستیار مدیرکل
سرپرست بخش
ناظر انجمن
نویسنده ادبی
خادم المهدی
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
Nov 23, 2020
ارسالات
1,085
پسندها
2,214
دست‌آوردها
163
مدال‌ها
6
سن
21
سکه
39
«معرفی علائم سجاوندی و کاربرد آن‌ها»

1- نقطه ( . ):
نقطه علامت وقف و سکوت رو توی خوندن نشون میده و نشونه‌ی تموم شدن جمله هست.
موارد استفاده از نقطه:
الف) درپایان جمله‌های خبری یا انشایی مانند:

- سعدی از شاعران بزرگ ایران است.

ب) پس از حرفی که به شکل علائم اختصاری به کار بره. مانند:

- سال 345ق.م

- پست و تلگراف و تلفن P.T.T


2- ویرگول یا کاما( ، ):
موارد استفاده از ویرگول:

الف) میان عبارت‌ها یا جمله‌های غیرمستقلی که در مجموع یه جمله‌ی کامل رو تشکیل میده.
مانند:
- آن‌جا که آدمی است، هستی است و آن‌جا که هستی است، زندگی است.

ب) اون‌جا که کلمه یا عبارتی به عنوان توضیح، عطف بیان یا بسط جمله در عبارت دیگه‌ای آورده بشه. مانند:
- در انجمن، سایت و پایگاه‌های ادبی، باید قوانین رعایت شود.

ج) اون‌جا که درمورد چندکلمه اِسناد واحدی داده بشه. مانند:

- مثنوی معنوی‌، شاهنامه، گلستان و دیوان حافظ از مهم‌ترین متون فارسی هستند.

د) بین دوکلمه که احتمال میره خواننده اون‌ها رو با کسره‌ی اضافه بخونه. مانند:

- انسان عاقل به چشم، طمع درمال مردم نمی‌کند.

ﮬ ) برای جداکردن اجزای مختلف نشانی اشخاص یا مراجع و مأخذ یک نوشته. مانند:

- به قلم حَزین ساداتی، طرح روی جلد: مبینا آسایش، تصحیح: سبا حسن نژاد، انتشارات ناول فور، جلد1، ص2.


3- نقطه ویرگول ( ؛ ):
علامت وقف یادرنگی هست بیشتر از ویرگول و کمتر از نقطه، که در موارد زیر به کار میره:

الف) برای جدا کردن عبارت‌های مختلف یه جمله‌ی طولانی که ظاهراً مستقل ولی در معنی با هم مرتبط هستن. مانند:

- مشک آن است که ببوید؛ نه آن که عطار بگوید.

ب) در جمله‌های توضیحی به جای کلمه‌هایی از نوع "مثلاً " یا "یعنی" از نقطه ویرگول استفاده میشه. مانند:

- عمل هر فردی در گرو نیت اوست؛ اِنّمَا الاعمالُ باالنیّات.

ج) هنگام شمردن و تفکیک اجزای مختلف یه موضوع کلی. مانند:

- آثار حَزین ساداتی‌فر عبارتند از: عصیان نسیان؛ هیچکس نمی‌داند؛ گنجشک خیس و...


4- دونقطه ( : ) :
موارد استفاده از این علامت به شرح زیر هست:

الف) قبل از نقل قول. مانند:

- پیامبراکرم(ص)می فرمایند: طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.

ب) قبل از توضیح و توصیف موضوع‌ها. مانند:

- در آن سال تحولی بزرگ در کشور روی داد: سلطنت سقوط کرد و انقلاب پیروز شد.

ج) هنگام شمردن اجز. مانند:

- ماه‌های فصل بهار عبارتند از: فروردین، اردیبهشت، خرداد.

د) هنگام معنی کردن کلمه‌ها. مانند:

- خیره: بیهوده، گستاخ زمره: گروه، جماعت


5- گیومه یا علامت نقل قول ( « » ):
کاربردهای این علامت:

الف) این علامت برای نشون دادن ابتدا و انتهای نقل قول "مستقیم" کسی "غیر" از نویسنده هست.
مانند:

- سعدی می‌گوید:
« همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند به جمال.»

نکته) هروقت نقلی رو در ضمن نقل قول دیگه‌ای بیارن اون رو میان نقل قول مفرد تایپ می‌کنن. مثال:

- گفت : « نشنیده ‌ی که پیغمبراکرم فرموده است: ’ طلب العلم فریضه علی کل مسلم ‘»

ب) برای تأکیدکردن روی کلمه یا اصطلاحی ویژه به کار میره. مانند:

- کتاب «امثال الحکم» نوشته‌ی علامه «دهخدا» می‌باشد.


6- علامت سؤال ( ؟ ):
موارد استعمال این علامت:

الف) در پایان جمله‌های پرسشی مستقیم. مانند:

- کتاب سال بلوا از چه کسی است؟

ب) برای نشون دادن شک، تردید و یا ریشخند واستهزاﺀ این علامت رو داخل پرانتز می‌ذارن. مانند:

- تاریخ وفات سنایی غزنوی را 525 (؟) نوشته‌اند.

ج) بعد از هرکلمه یا عبارتی که جای جمله استفهامی مستقیم رو بگیره. مانند:

- کدام را می‌پسندی؟ جنگ؟ یا صلح؟


7- علامت تعجب ( ! ):
این علامت در پایان جمله‌های تعجبی و جمله‌هایی که مابین یکی از حالات شدید نفسانی و عاطفی هست میاد. مثل: تأکید، تحسین، تحقیر، تنفر، ترحم، استهزاﺀ، حسرت، آرزو، دعا، درد، ندا و... .
مانند:

- عجب آدم زرنگی است!

- دریغ است که ایران ویران شود!

- ای دوست!


8- پرانتز یا دوهلال ( ):

این علامت برای نشون دادن عبارت‌های توضیحی به کار میره. مانند:

- مجنون و لیلی (یکی از مثنوی های هفت اورنگ جامی)به تقلید از لیلی و مجنون نظامی سروده شده است.

نکته: از به کاربردن پرانتزهای متوالی جز در فرمول‌های ریاضی باید خودداری کرد.


9- قلاب [ ] :
قلاب درموارد زیر به کار میره:

الف) نوشتن الحاق‌های احتمالی در تصحیح متون کهن از طرف مصحح. مانند:

- عبودیت همه آفریده‌ها [را] سبب زمان است.(التصفیه،ص125)

ب ) توی نمایشنامه‌‌ها، دستور‌های اجرایی توی قلاب گذاشته میشن. مانند:

- حسن با [قیافه‌ای عصبانی]:
من حاضرم جانم را بر سر این کار بگذارم.[دستتش را روی سینه‌اش می‌گذارد و آهی می‌کشد و... .]


10- خط فاصله ( - ) :

الف) برای مجزا کردن جمله یا عبارت معترضه. مانند:

- پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله و سلم- می‌فرمایند: ...

ب) برای دیالوگ‌ها. مانند:

- سلام آقا.

- سلام علیکم.

- حال شما چطور است؟

- بد نیستم خدا را شکر.

- از پدرتان چه خبر؟ و... .

ج) به جای « از، تا ، به » بین تاریخ‌ها، اعداد و کلمه‌ها. مانند:

- درسال تحصیلی 1368-1367به دانشگاه رفت.

د) برای نشون دادن بیان ناشی از لکنت زبان .مانند:

- ﻣ - ﻣ - من- ﺑ - ﺑ - برای هر نوع - ﻓ - ﻓ - فداکاری - ﺤ - ﺤ- حاضرم.

ﮬ) برای جدا کردن هجاها در تقطیع هجایی یا جداکردن حروف کلمه‌ها. مانند:

- کلمه‌ی مسافرت شامل چهار هجاست: ﻣُ - سا - ﻓِ - رَت .

و) برای پیوستن اجزای یک کلمه دو جزئی مرکب. مانند:

- فرهنگ ایرانی _ اسلامی بسیار غنی است.



11) سه نقظه ( ... ):


الف) به جای یک یا چندکلمه‌ی محذوف. مانند:

- فقر، بیکاری و اعتیاد و... از عوامل فساد در جامعه است.

ب) هنگام قطع مطلبی که فقط بخشی ازش نقل شده. چه در اول جمله و چه در آخر جمله. مانند:

- ... و حالا من با اطمینان کامل به شما می‌گویم با اعتماد به نفس و پشتکار در کنکور شرکت کنید .فقط کافی است که...


12) ممیّز ( / ):

الف) برای جدا کردن تاریخ‌های هجری و میلادی یا شمسی و قمری و همچنین جدا کردن روز و ماه و سال. مانند:

- فاز جدید کارخانه روز سه شنبه مورخ 26/6/1387 مورد بهره برداری قرارگرفت.

ب) برای نشون دادن کلمه‌های معادل که تنها در حرف یا حروفی از اون‌ها اِبدال یا تخفیفی صورت گرفته. مانند:

- زفان / زبان قلف / قفل اسفهسالار/ سپهسالار


13) ستاره ( * ):


الف) برای رجوع به زیر نویس. ( مثلاً کلمه‌ی معناداری در متن هست و نویسنده خواسته معنیش رو بنویسع، یک ستاره کنار کلمه بذاره و در پایان پارت معنی رو درج کنه.)

ب) برای ایجاد فاصله بین اشعار، بندها، یا پاراگراف‌هایی که موضوعشون با یک‌دیگر متفاوت هست.


ادامه دارد...
 

X_HaZiN_X

دستیار مدیرکل + سرپرست کتاب
کاربر کادر مدیریت
دستیار مدیرکل
سرپرست بخش
ناظر انجمن
نویسنده ادبی
خادم المهدی
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
Nov 23, 2020
ارسالات
1,085
پسندها
2,214
دست‌آوردها
163
مدال‌ها
6
سن
21
سکه
39
نشانه‌های جمع فارسی

اغلب همگی شما با این نشانه‌های جمع آشنایی دارید، اما حالا که تاپیکی جامع ایجاد کردم، خواستم تکمیل باشه.


( ها )
یکی از رایج‌ترین نشانه‌های‌ جمع در زبان فارسی، "ها" هست و اغلب برای جمع بستن اجزای رستنی، فراورده‌های حیوانی، اعضای بد*ن و عناصر طبیعت به کار میرن. لازمه‌ که حتماً "ها" در صورتی که برای "جمع بستن" به کار میره، از کلمه‌ی قبل از خودش یک "نیم‌فاصله" بگیره. مانند:

کتاب‌ها، آسمان‌ها، صورت‌ها

البته در پست‌های بعدی بیشتر به امر جدا نویسی می‌پردازم... .


( ان )
"ان" برای جمع بستن اسامی "جاندارن" به پایان کلمه اضافه میشه. مانند:

زنان، مردان، درختان

- گاهی "آن" در پایان به معنای زمان و مکان هست، مثلاً بهاران یعنی هنگام بهار.

- برای سهولت در تلفظ و زیبایی بیشتر کلمه، بهتره کلماتی که مختوم به "ه" هستن با "ان" جمع بسته بشن. مانند:

(گناهان) به جای (گناه‌ها) و (پادشاهان) به جای (پادشاه‌ها).

- اگر اسمی به "ها" غیر ملفوظ ختم بشه؛ هنگام جمع بستن با "ان"، های غیر ملفوظ حذف شده و به جای آن "گ" نوشته میشه. بنابراین؛ کلماتی مانند مورچه، سوخته و شیفته به صورت مورچگان، سوختگان و شیفتگان نوشته میشن.


نشانه‌های جمع عربی در زبان فارسی
( ات )
معیار سنجش کلمه برای استفاده از "ات" به جهت جمع بستن کلمات، توجه به ریشه کلمه هست. از اونجایی که "ات" نشانه‌ی جمع عربی هست؛ پس نباید کلمات فارسی رو باهاش جمع ببندیم و این کار خطای فاحش در نگارش محسوب میشه. به مثال زیر دقت کنید:

جمله غلط: با تایپ ده‌انگشتی توانستم خیلی سریع گزارشات را برای ارائه به مدیر تایپ کنم.

جمله صحیح: با تایپ ده‌انگشتی توانستم خیلی سریع گزارش‌ها را برای ارائه به مدیر تایپ کنم.


( ون )
"ون" هم از پسوندهای جمع عربی هست که وارد زبان فارسی شده، اما به نسبت پسوندهای دیگه؛،کاربرد کمتری در فارسی پیدا کرده. مثل:

روحانیون، رواقیون، حواریون


( ین )
کلماتی نظیر مخترعین، معلمین، مأمورین کلماتی هستند که با "ین" جمع بسته شدن ولی کاربردشون با "ان" در فارسی یکسان هست و حتی بهتر هست از "ان" برای جمع بستن چنین کلمه‌هایی استفاده کرد و به صورت: مخترعان، معلمان و مأموران نوشت.

( جمع مکسر )
برخی کلمات عربی که وارد زبان فارسی هم شدن رو میشه بدون استفاده از نشانه‌های جمع و به صورت جمع مکسر، جمع بست. مانند:
آداب (جمع ادب)، اصول (جمع اصل)، سوانح (جمع سانحه)، کتب (جمع کتاب).

به عنوان یک قاعده کلی، هنگام نوشتن به فارسی، بهتره تا جایی که شدنی هست،‌ کلمات رو به شکل فارسی و به کمک علامت «ها» جمع ببندید و استفاده از جمع‌های مکسر عربی رو کمتر کنید.

اشتباه رایـج: جمع مکسر واژگان فارسی
جمع مکسر مربوط به زبان عربی هست و در زبان فارسی معیار، جمع بستن کلمات فارسی با این قاعده نادرست هست. اما برخی از این کلمات چنان رواج دارن که باور نادرست بودنشون مشکله. برخی از این کلمات عبارتند از:
بنادر،‌ خوانین، ‌اساتید، دراویش.

اشتباه رایـج: جمع بستن کلمات جمع مکسر
یکی از نکته‌هایی که درباره استفاده از علامت‌های جمع باید مورد توجه قرار بگیره، به کار نبردن اون‌ها در کنار کلماتی هست که خودشون جمع مکسر هستن. کلمه‌ای که خودش جمع مکسر هست رو نباید دوباره با نشانه‌های جمع استفاده کنیم. برخی از غلط‌های رایج در این زمینه عبارتند از:

طلاب‌ها (طلاب جمع طلبه)، ‌اسلحه‌ها (اسلحه جمع سلاح)، حقوق‌ها (جمع حق)،‌ فتوحات (جمع فتح)، لوازمات (جمع لوازم)، اسباب‌ها (اسباب جمع سبب)، حروف‌ها (حروف جمع حرف)، ‌کسورات (جمع کسر)،‌ وجوهات (جمع وجه)،‌ شئونات (جمع شئون)،‌ عملیات‌ها (عملیات جمع عمل)، امورات (امور جمع امر)، جواهرات (جمع جوهر)

نادرست: مدارک‌هایم را تحویل بانک دادم.
درست: مدارکم را تحویل بانک دادم.

نادرست: این روزها اخبارهای بدی به گوشم رسیده است.

درست: این روزها اخبار بدی به گوشیم رسیده است.

درست: این روزها خبرهای بدی به گوشیم رسیده است.


به فاصله‌ها و نیم‌فاصله‌ها دقت کنین.
 

X_HaZiN_X

دستیار مدیرکل + سرپرست کتاب
کاربر کادر مدیریت
دستیار مدیرکل
سرپرست بخش
ناظر انجمن
نویسنده ادبی
خادم المهدی
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
Nov 23, 2020
ارسالات
1,085
پسندها
2,214
دست‌آوردها
163
مدال‌ها
6
سن
21
سکه
39
جدا نویسی، باید و نبایدهای این امر.

با دقت مطالعه کنید، رعایت کنید، دقیق تصحیح کنید و رستگار شوید.


جداسازی حروف چسبان به کلمات، مانند: می‌آیم، نمی‌آمد، آمده‌ام، آمده‌اند، مربوط‌اند، اسلامی‌مان، خانه‌شان.

ترکیب اسم و حرف؛ مانند: کتاب‌ها، مناسب‌تر، کم‌نقص، بی‌دلیل، همان‌طورکه، زمانی‌که، به‌قدری، هم‌اکنون، کدام‌یک.

اسم مرکبی که یک واحد خوانشی یا معنایی داره؛ مانند: دوست‌یابی، خوش‌رو، راست‌گو، جست‌وجو، سی‌سالگی، سی‌وسومین، سه‌میلیون، فوق‌برنامه، فروردین‌ماه، اهل‌بیت، نهی‌ازمنکر، صرف‌نظر.

مصدرهای مرکب؛ مانند: نگاه‌کردن، به‌کاربستن، شاخ‌به‌شاخ‌شدن، خودکم‌بین‌بودن.

فعل‌هایی که دارای پیشوند کوتاه هستند همیشه به‌صورت نیم‌فاصله نوشته میشن؛ مانند: دربرگرفتن، دربرگرفت، فراگرفتن، فراگرفت.


این بود مثال‌ها، بنابراین در موارد زیر باید نیم‌فاصله رعایت بشه یا جدا نوشته بشه:

"می" و "نمی" : همواره جدا از کلمه‌ی پیش از خودش، و با "نیم فاصله" نوشته میشه.
مثال:
"می‌رود، می‌افکند، نمی‌زند، رعایت نمی‌کند"

نوشتن افعال چهار حرفی بدون نیم فاصله، موردی نداره، مانند:
"میشه، میره"

"ها" : اگر در جمله، "ها" تأکیدی هست، مثال:

- علائم رو رعایت کنین ها!
- درست تایپ کنین ها!

نیازی نیست از نیم‌فاصله استفاده بشه.
اما همون‌طور که در پست قبل گفتم، اگر برای جمع بستن استفاده میشه حتماً نیم‌فاصله بگیره.


حتماً با خودتون می‌گین باشه بابا گرفتیم چندبار می‌خوای تکرار کنی! ولی دو دقیقه بعد باز ننه من غریبم تایپ می‌کنین!

تذکر: (جات) از نشانه‌های جمع فارسی هست، از استفاده کردنش بهتره خودداری بشه وبه جاش علامت (ها) به کار بره.

مانند:
سبزیجات / سبزی‌ها
میوه‌جات/ میوه‌ها

"هیچ" اگر در کلمه‌ای بود باید نیم‌فاصله بگیره، مگر اینکه نیم‌فاصله موجب تغییر معانی کلمه‌ها بشه.

هیچ‌کدام، هیچ‌کس، هیچ‌‌یک.

"چه" دوباره نیم‌فاصله می‌گیره:
آن‌چه، چنان‌چه.

"تر و ترین"
کوچک‌تر، بزرگ‌ترین.

برای "تر و ترین" فقط در این کلمات نیم‌فاصله گذاشته نمی‌شه: کمتر، بیشتر، بهتر، مهتر و کهتر.

"به"
جدا نوشته میشه و نیاز به نیم‌فاصله نیست:
به دست، به سوی، به طرف و …

استثنای "به" :

الف) اگه صفت بسازه:
بنام(مشهور)، بخرد، بشکوه، بهنجار.

ب) هنگامی که با فعل یا مصدر بسط بشه:
(ب زینت، یا ب تاکید)
بروم، بگفتند.

ج) به صورت بدین، بدان، بدو، بدیشان استفاده شده باشه.
 

X_HaZiN_X

دستیار مدیرکل + سرپرست کتاب
کاربر کادر مدیریت
دستیار مدیرکل
سرپرست بخش
ناظر انجمن
نویسنده ادبی
خادم المهدی
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
Nov 23, 2020
ارسالات
1,085
پسندها
2,214
دست‌آوردها
163
مدال‌ها
6
سن
21
سکه
39
دیالوگ و منولوگ:

من یه پسر بچه‌ی سیزده ساله هستم که به نوشتن علاقه دارم. حالا شاید هم بیست سالمه، مهم نیست! مهم اینه که علائم نگارشی و ترفندهای ویرایشی رو بلد باشم، چندتا هم کتاب درست درمون بخونم و انتقاد پذیر باشم، قلمم هم رو به راه میشه و سرانجام حداقل هفت هشت‌تایی رمان منتشر می‌کنم.
اما اگه یه روز قشنگ تابستونی یهو از خواب پاشم و بیام تاپیک رمان ایجاد کنم و بشینم رگباری پست‌ بذارم اونم با هزار جور غلط املائی، کشش حروف، و دیالوگ رو از وسط تونل منولوگ رد کنم؛ اولاً خواننده پوکر بارونم می‌کنه، دوم ناظر خفتم می‌کنه، سوم مدیر اخطار پشت اخطار حواله‌م می‌کنه؛ و سرانجام من از نویسندگی منصرف میشم.
پس بهتره پست‌های این تاپیک رو درست حسابی بخونم. [البته مخاطب جمله‌م خودمم نه شما]

خب حالا من تاپیک رو ایجاد کردم، رمان رو نوشتن و رسیدم به قسمت دیالوگ. خب حالا چیکار کنم؟
آها یادم اومد، خب علامت نقل و قول بذارم:

حزین گفت:
« - سلام، من ویراستار جدید انتشاراتیِ شما هستم»

خب به این میگن یه دیالوگ نویسی استاندارد و صحیح، اما نکته‌ش اینجاست که سخته. اولاً مدام باید متن رو گیومه بارون کنم، که باعث میشه دست‌های ظریفم خسته بشن، دوم وقتی میام پشت سرهم دیالوگ بنویسم ظاهر متن شلوغ پلوغ میشه. درنتیجه نحوه‌ی استانداردِ دیالوگ نویسی رو می‌ذارم ل*ب کوزه آبش رو می‌خورم! بعد از اینکه تشنه‌گیم برطرف شد لپ‌تاپ رو می‌کشم جلو و اینجوری دیالوگ می‌نویسم:

حَزین گفت:
- سلام، من ویراستار جدید انتشاراتی شما هستم.

تموم شد رفت! دیگه هزار تا گیومه گذاشتن نمی‌خواد. اما اگر نویسنده‌ای خواست نحوه‌ی دیالوگ نویسیش کتابی باشه، مسئولیت رعایت صحیح گیومه گذاری، که در پست قبلی ذکرش کردم، به عهده‌ی خودشه.
اما، حالا من می‌خوام باز دیالوگه یه کارکتر دیگه رو بنویسم.
چطوره بیام اینجوری تایپ کنم:

حَزین گفت:
- سلام، من ویراستار جدید انتشاراتی شما هستم.

+ سلام، خیلی خوش اومدین.

دیدی چی شد؟ ناظر پاهام رو گرفت و از ستون انجمن آویزونم کرد!

- خب معلومه که آویزونت می‌کنه! آخه اون علامت مثبت که گذاشتی هم شد علامت دیالوگ؟!

- پس چیکار کنم؟

- فقط از خط فاصله: - استفاده کن.

و این‌گونه بود که من دیالوگ نویسی رو یاد گرفتم. حالا خطاب به نویسنده‌ها خواستارم از قرار دادن هرگونه: ( + * # @ ★—_ و ...) برای دیالوگ خودداری کنین چون عاقبت از ستون انجمن آویزونتون می‌کنن! از ویراستارها هم خواهش می‌کنم اگر چونین دیالوگ‌هایی دیدین، یا خط‌فاصله به دیالوگ چسبیده بود، مثل این:
-سلام...
تصحیحش کنید و اینجوری تایپ کنین:
- سلام...

خب حالا ممکنه راوی رمان اول شخص مفرد باشه. یعنی "من" راوی باشه.
مثلا:

کوله پشتیم رو برداشتم.
مبینا همچنان ملاقه به دست داشت بردیا رو تهدید می‌کرد، بی توجه خطاب به محمد گفتم
من: ممد نمیای؟
ممد: تو برو الان میام.
من: باشه.

یعنی چی ناموساً؟! خدایی بچه سیزده ساله اون "من" رو ببینه خودکشیِ ادبی می‌کنه!

[خودکشی ادبی یعنی اعتصابِ خواندنِ هرگونه کتابِ از اوناش]

حالا خفت شدن توسط ناظر هیچ، خواننده گوشیش رو می‌کوبه تو دیوار، ده برا همینه گوشی گرون شده؛ از بس کوبیدیم تو دیوار کمیاب شده!

بنابراین برای جلوگیری از هرگونه تحول اقتصادی و جنگ ادبی، باید بنویسم [بله تمام مدت نه با نویسنده‌ها بودم نه با ویراستارها، با خودم حرف می‌زدم]

کوله پشتیم رو برداشتم.
مبینا همچنان ملاقه به دست داشت بردیا رو تهدید می‌کرد، بی توجه خطاب به محمد گفتم:
- ممد نمیای؟
- تو برو الان میام.
- باشه.

خیلی هم راحت بود، پس باید حتماً به جای استفاده از کلمات: "من" از خط فاصله یا همون خط تیره استفاده کنم.

و اما بخش مورد علاقه‌‌م

[ این قسمت مربوط به ویرایش نیست و طرفاً جهت خالی کردن خودم اضافه کردم]


استفاده از کلمه‌ی "گفت" ممنوع نقطه سر خط!

خب من اومدم دیالوگ رو نوشتم، اوف چه دیالوگی! از اون فلسفی‌های موندگار که رو دیوار حکش می‌کنن!
ولی هزار تا گفت چپوندم تو متن!

مجید گفت: فلان بهمان...
عاطفه گفت: بهمان فلان...
حَزین گفت: ...
سبا گفت: ...

شما تصور کن جلوی اون "گفت‌" هزار تا جمله‌ی فلسفی، عاشقانه یا احساسی هست که دل آدم رو می‌لرزونه، ولی چون هزار تا گفت چپوندم توش، انگار برداشتم با دست خودم تخم علف هـ.ـرز ریختم وسط مزرعه.
پس به جای "گفت" از جملات بهتری استفاده می‌کنم.

حَزین زمزمه کرد:
سبا فریاد زد:
مجید به آرامی:
عاطفه با چشمانی طوفانی:

و خیلی جمله‌های دیگه که میشه جای "گفت" استفاده کرد...!
 
بالا