• کاربران گرامی انجمن مجهز به سیستم تشخیص مولتی اکانت می باشد چنانچه مولتی اکانت دارید سریعا به خصوصی مدیریت کل مراجعه کنید اگر نه اکانت مولتی شما بن و اخطار جدی و همیشگی خواهید گرفت!

Moony

طرد شده
طرد شده
سطح
8
 
ارسالات
0
پسندها
4,054
دست‌آوردها
0
مدال‌ها
10
محل سکونت
이란
بسم ایزد لایزال
سلام
کاربران عزیز اگر رمانی هست که اسمش رو فراموش کردید و فقط قسمت‌هایی ازش در خاطرتون هست اینجا درجش کنید تا دوستان اگر اسمش رو می‌دونستند ذکرش کنند.
نکات مهم:
۱_ از پرسش اسم رمان‌هایی که باز و صحنه‌دار هستند جدا بپرهیزید چون بدون اطلاع قبلی پاک خواهد شد!
۲_ اگر پاسختون داده نشد یا اشتباه پاسخ دادند لطفا از تأکید زیاد بپرهیزید کمی بگذره جوابتون داده میشه.
۳_ از ایجاد تاپیک جداگانه برای پرسش اسم رمان، یا نظر دهی راجع به رمان‌ها خودداری کنید.
سپاس
 
تایپ رمان

Mmasoodd

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
2
پسندها
16
دست‌آوردها
3
اگه لطف کنید اسم این رمان رو هم بگید

یاشار با ساینا ، عسل رو میبرن بیمارستان جرقه آشنایی این دوتا عاشق اینجا زده میشه
مامان ساینا قبلا بایک پسری به نام هادی دوست بوده که به دلایلی به زندان می افته دوست هادی با مامان ساینا ازدواج می کنه
چندسال پیش عموسایناو باباباش امین(پسرعموساینا)وساینا رو به نام هم میکنن بدون اینکه ساینا راضی باشه!!!
بابا ساینا وصیت کرده بود که داداشش(باباامین)ازدخترش مراقبت کنه وبزاره دخترش با هرکی دوس داره ازدواج کنه

ساینا و یاشار دو شخصیت اصلی داستانن که عاشق همن و آخر داستان هم میمیرن
 
تایپ رمان

R.o.n.a.h.i

مدیر تالار
کاربر رمان فور
سطح
5
 
ارسالات
619
پسندها
1,789
دست‌آوردها
143
مدال‌ها
5
اگه لطف کنید اسم این رمان رو هم بگید

یاشار با ساینا ، عسل رو میبرن بیمارستان جرقه آشنایی این دوتا عاشق اینجا زده میشه
مامان ساینا قبلا بایک پسری به نام هادی دوست بوده که به دلایلی به زندان می افته دوست هادی با مامان ساینا ازدواج می کنه
چندسال پیش عموسایناو باباباش امین(پسرعموساینا)وساینا رو به نام هم میکنن بدون اینکه ساینا راضی باشه!!!
بابا ساینا وصیت کرده بود که داداشش(باباامین)ازدخترش مراقبت کنه وبزاره دخترش با هرکی دوس داره ازدواج کنه

ساینا و یاشار دو شخصیت اصلی داستانن که عاشق همن و آخر داستان هم میمیرن
اتفاق عاشقی
 
تایپ رمان

Nazanin

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
1
پسندها
5
دست‌آوردها
3
سلام یه رمان خوندم که توش دختر و پسر تو یه دانشگاه موسیقی درس می خوندن استاد ازشون میخواد یه کار دو صدا بدن بیرون یه روز دم استودیو یا دانشگاه خانواده پسره با پدر دختر منتظرشون بودن بعد دختره که میاد برادر پسره عاشقش میشه و ازدواج میکنن و بعد شوهر دختره میمیره و دختره باید با برادر شوهرش ازدواج کنه رمان دو جلدی هم هست.
 
تایپ رمان

Fati_83

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
1
پسندها
4
دست‌آوردها
3
سلام
من دنبال یه رمان میگردم که دختره طراحی دوخت خونده و پسره ام طراحی دوخت خونده و میاد با برادرش طبقه بالای خونه اونا زندگی میکنه دختره و پسره که اسمشون یادم نیس باهم‌ صوری نامزد میکنن تا بتونن دختر دایی پسره رو که اسمش طلایس پیدا کنن دختره یه برادر داره که اسمش طاهاس پسره فک میکنه دوس پسرشه یه بارم سر این موضوع دختررو میزنه این رمان فصل دوم هم داره که پسره با خواهر ناتنی دختره ازدواج میکنه و دختره هم فکر میکنه پسره بهش خیانت کرده
 
تایپ رمان

Hedie

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
9
پسندها
11
دست‌آوردها
3
سلام دوستان😊
من چند سال پیش این رمان رو خوندم که دختره با یه پسری به اجبار ازدواج میکنه.
با اینکه دختر آزادی هست، اما به صورت فرمالیته با چادر جلوی پسره ظاهر میشه تا صورتش رو نبینه.
تا اینکه پسر به مهمونی دعوت میشه که دختره هم از طرف کس دیگه ای به همون مهمونی دعوته.
وقتی همدیگرو میبینن، دختره اونو میشناسه اما پسره بدون اینکه اطلاع داشته باشه اون کیه، ازش خوشش میاد.
یه روز اتفاقی چادرشاز سرش میکشه و پسره صورتش رو میبینه.
متاسفانه بقیه داستان یادم نیست فقط فکر کنم که اسم دختره نفس بود.
ممنون میشم اگه میدونید راهنماییم کنید
 
تایپ رمان

R.o.n.a.h.i

مدیر تالار
کاربر رمان فور
سطح
5
 
ارسالات
619
پسندها
1,789
دست‌آوردها
143
مدال‌ها
5
سلام دوستان😊
من چند سال پیش این رمان رو خوندم که دختره با یه پسری به اجبار ازدواج میکنه.
با اینکه دختر آزادی هست، اما به صورت فرمالیته با چادر جلوی پسره ظاهر میشه تا صورتش رو نبینه.
تا اینکه پسر به مهمونی دعوت میشه که دختره هم از طرف کس دیگه ای به همون مهمونی دعوته.
وقتی همدیگرو میبینن، دختره اونو میشناسه اما پسره بدون اینکه اطلاع داشته باشه اون کیه، ازش خوشش میاد.
یه روز اتفاقی چادرشاز سرش میکشه و پسره صورتش رو میبینه.
متاسفانه بقیه داستان یادم نیست فقط فکر کنم که اسم دختره نفس بود.
ممنون میشم اگه میدونید راهنماییم کنید
خلاصه ای که گفتید شبیه رمان طلایه است.
 
تایپ رمان

ماهــک

کاربر فعال
کاربر رمان فور
سطح
2
 
ارسالات
431
پسندها
485
دست‌آوردها
93
مدال‌ها
1
سلام
یه رمان بود که مرد داستانش فکر کنم خفت گیر بوده و توبه کرده
که اول رمان توی یه کوچه برای یه دختره دعواش میشه
تا همین قسمت و خوندم و یادم هست
ممنون میشم اسمش رو بگین و درضمن این رمان به چاپ رسیده.
 
تایپ رمان

deli@niazi

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
7
پسندها
97
دست‌آوردها
13
سلام یه رمان خوندم که توش دختر و پسر تو یه دانشگاه موسیقی درس می خوندن استاد ازشون میخواد یه کار دو صدا بد*ن بیرون یه روز دم استودیو یا دانشگاه خانواده پسره با پدر دختر منتظرشون بودن بعد دختره که میاد برادر پسره عاشقش میشه و ازدواج میکنن و بعد شوهر دختره میمیره و دختره باید با برادر شوهرش ازدواج کنه رمان دو جلدی هم هست.
نام
سلام یه رمان خوندم که توش دختر و پسر تو یه دانشگاه موسیقی درس می خوندن استاد ازشون میخواد یه کار دو صدا بد*ن بیرون یه روز دم استودیو یا دانشگاه خانواده پسره با پدر دختر منتظرشون بودن بعد دختره که میاد برادر پسره عاشقش میشه و ازدواج میکنن و بعد شوهر دختره میمیره و دختره باید با برادر شوهرش ازدواج کنه رمان دو جلدی هم هست.
نام رمان : صدای عشق
 
تایپ رمان
بالا پایین