mobina..a

ریاست سایت
کاربر کادر مدیریت
ریاست کل سایت
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
آوریل 14, 2020
ارسالات
1,983
پسندها
3,731
دست‌آوردها
165
مدال‌ها
9
محل سکونت
بوشهر
سکه
478
با سلام

اگر اسم رمانی رو فراموش کرده اید، لطفا قسمتی از رمان رو اینجا بنویسین تا کاربران به شما کمک کنند.
 

Mmasoodd

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
اکتبر 22, 2020
ارسالات
2
پسندها
10
دست‌آوردها
3
سکه
0
اگه لطف کنید اسم این رمان رو هم بگید

یاشار با ساینا ، عسل رو میبرن بیمارستان جرقه آشنایی این دوتا عاشق اینجا زده میشه
مامان ساینا قبلا بایک پسری به نام هادی دوست بوده که به دلایلی به زندان می افته دوست هادی با مامان ساینا ازدواج می کنه
چندسال پیش عموسایناو باباباش امین(پسرعموساینا)وساینا رو به نام هم میکنن بدون اینکه ساینا راضی باشه!!!
بابا ساینا وصیت کرده بود که داداشش(باباامین)ازدخترش مراقبت کنه وبزاره دخترش با هرکی دوس داره ازدواج کنه

ساینا و یاشار دو شخصیت اصلی داستانن که عاشق همن و آخر داستان هم میمیرن
 

بانو

مدیرکل
کاربر کادر مدیریت
مدیریت کل سایت
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
آگوست 22, 2020
ارسالات
655
پسندها
1,754
دست‌آوردها
143
مدال‌ها
4
محل سکونت
Sanandaj
سکه
2,864
اگه لطف کنید اسم این رمان رو هم بگید

یاشار با ساینا ، عسل رو میبرن بیمارستان جرقه آشنایی این دوتا عاشق اینجا زده میشه
مامان ساینا قبلا بایک پسری به نام هادی دوست بوده که به دلایلی به زندان می افته دوست هادی با مامان ساینا ازدواج می کنه
چندسال پیش عموسایناو باباباش امین(پسرعموساینا)وساینا رو به نام هم میکنن بدون اینکه ساینا راضی باشه!!!
بابا ساینا وصیت کرده بود که داداشش(باباامین)ازدخترش مراقبت کنه وبزاره دخترش با هرکی دوس داره ازدواج کنه

ساینا و یاشار دو شخصیت اصلی داستانن که عاشق همن و آخر داستان هم میمیرن
اتفاق عاشقی
 

Nazanin

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
اکتبر 29, 2020
ارسالات
1
پسندها
2
دست‌آوردها
3
سکه
0
سلام یه رمان خوندم که توش دختر و پسر تو یه دانشگاه موسیقی درس می خوندن استاد ازشون میخواد یه کار دو صدا بد*ن بیرون یه روز دم استودیو یا دانشگاه خانواده پسره با پدر دختر منتظرشون بودن بعد دختره که میاد برادر پسره عاشقش میشه و ازدواج میکنن و بعد شوهر دختره میمیره و دختره باید با برادر شوهرش ازدواج کنه رمان دو جلدی هم هست.
 

Fati_83

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
Nov 15, 2020
ارسالات
1
پسندها
2
دست‌آوردها
3
سکه
0
سلام
من دنبال یه رمان میگردم که دختره طراحی دوخت خونده و پسره ام طراحی دوخت خونده و میاد با برادرش طبقه بالای خونه اونا زندگی میکنه دختره و پسره که اسمشون یادم نیس باهم‌ صوری نامزد میکنن تا بتونن دختر دایی پسره رو که اسمش طلایس پیدا کنن دختره یه برادر داره که اسمش طاهاس پسره فک میکنه دوس پسرشه یه بارم سر این موضوع دختررو میزنه این رمان فصل دوم هم داره که پسره با خواهر ناتنی دختره ازدواج میکنه و دختره هم فکر میکنه پسره بهش خیا*نت کرده
 

Hedie

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
ژانویه 1, 2021
ارسالات
9
پسندها
8
دست‌آوردها
3
سکه
12
سلام دوستان😊
من چند سال پیش این رمان رو خوندم که دختره با یه پسری به اجبار ازدواج میکنه.
با اینکه دختر آزادی هست، اما به صورت فرمالیته با چادر جلوی پسره ظاهر میشه تا صورتش رو نبینه.
تا اینکه پسر به مهمونی دعوت میشه که دختره هم از طرف کس دیگه ای به همون مهمونی دعوته.
وقتی همدیگرو میبینن، دختره اونو میشناسه اما پسره بدون اینکه اطلاع داشته باشه اون کیه، ازش خوشش میاد.
یه روز اتفاقی چادرشاز سرش میکشه و پسره صورتش رو میبینه.
متاسفانه بقیه داستان یادم نیست فقط فکر کنم که اسم دختره نفس بود.
ممنون میشم اگه میدونید راهنماییم کنید
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mobina..a

بانو

مدیرکل
کاربر کادر مدیریت
مدیریت کل سایت
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
آگوست 22, 2020
ارسالات
655
پسندها
1,754
دست‌آوردها
143
مدال‌ها
4
محل سکونت
Sanandaj
سکه
2,864
سلام دوستان😊
من چند سال پیش این رمان رو خوندم که دختره با یه پسری به اجبار ازدواج میکنه.
با اینکه دختر آزادی هست، اما به صورت فرمالیته با چادر جلوی پسره ظاهر میشه تا صورتش رو نبینه.
تا اینکه پسر به مهمونی دعوت میشه که دختره هم از طرف کس دیگه ای به همون مهمونی دعوته.
وقتی همدیگرو میبینن، دختره اونو میشناسه اما پسره بدون اینکه اطلاع داشته باشه اون کیه، ازش خوشش میاد.
یه روز اتفاقی چادرشاز سرش میکشه و پسره صورتش رو میبینه.
متاسفانه بقیه داستان یادم نیست فقط فکر کنم که اسم دختره نفس بود.
ممنون میشم اگه میدونید راهنماییم کنید
خلاصه ای که گفتید شبیه رمان طلایه است.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mobina..a

Mahkameh.j

خاص
کاربر خاص
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
Nov 29, 2020
ارسالات
435
پسندها
510
دست‌آوردها
93
مدال‌ها
1
سکه
47
سلام
یه رمان بود که مرد داستانش فکر کنم خفت گیر بوده و توبه کرده
که اول رمان توی یه کوچه برای یه دختره دعواش میشه
تا همین قسمت و خوندم و یادم هست
ممنون میشم اسمش رو بگین و درضمن این رمان به چاپ رسیده.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mobina..a

deli@niazi

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
ژانویه 13, 2021
ارسالات
22
پسندها
62
دست‌آوردها
13
سکه
42
سلام یه رمان خوندم که توش دختر و پسر تو یه دانشگاه موسیقی درس می خوندن استاد ازشون میخواد یه کار دو صدا بد*ن بیرون یه روز دم استودیو یا دانشگاه خانواده پسره با پدر دختر منتظرشون بودن بعد دختره که میاد برادر پسره عاشقش میشه و ازدواج میکنن و بعد شوهر دختره میمیره و دختره باید با برادر شوهرش ازدواج کنه رمان دو جلدی هم هست.
نام
سلام یه رمان خوندم که توش دختر و پسر تو یه دانشگاه موسیقی درس می خوندن استاد ازشون میخواد یه کار دو صدا بد*ن بیرون یه روز دم استودیو یا دانشگاه خانواده پسره با پدر دختر منتظرشون بودن بعد دختره که میاد برادر پسره عاشقش میشه و ازدواج میکنن و بعد شوهر دختره میمیره و دختره باید با برادر شوهرش ازدواج کنه رمان دو جلدی هم هست.
نام رمان : صدای عشق
 
  • باریکلا
واکنش‌ها[ی پسندها]: mobina..a

Kia

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
ژانویه 25, 2021
ارسالات
1
پسندها
3
دست‌آوردها
3
سکه
3
سلام من دنبال یه رمان تخیلیم
درمورد یه دختر با چشمای بنفشه که تو یه سفر علمی از طرف دانشگاه هواپیماش سقوط میکنه دختر وارد یه سرزمین ناشناخته میشه اول مردمش نمیفهمن غریبست اما بعد متوجه میشن و میخوان نابودش کنن اونم فرار میکنه تو یه جنگل طلسم شده که یه روح سرگردون اونجا بوده
روحه یه پسره بوده که طلسم شده
یه جاشم یادمه برای باطل کردن طلسم جنگل دنبال یه اژدها میره تو راه یه دزد دریایی بهش کمک میکنه اون اژدهاهم یه پسره طلسم شده بوده که عاشق دختره میشه بخاطرش جونشو ازدست میده
دختره خودش عاشق اون روحه طلسم شده جنگل بوده
داستان یه جادوگر بدجنسم داشته که اون روحه بخاطر طرد شدن از سرزمین باهاش همدست بوده اما پشیمون میشه به دختر کمک میکنه برگرده دنیای خودش
دختره راضی نبوده اما برمیگرده
تویه جاده که با دوستش داشته میرفته متوجه یه شهر عجیب میشن برای استراحت میرن اونجا که دختر اونجا همون دزد دریایو میبینه متوجه میشه اون سرزمین ناشناخته همینجا رو زمین بوده
دنبال پسره میگرده که بهش میگن پسره بعد رفتنش تبدیل به یه گردباد شده و تو جنگل سرگردونه میره دنبالش مردم شهر میخواستن از طریق اون پسرو پیدا کنن نابودش کنن دیگه نمیدونم چی میشه ولی آخرش طلسم باطل میشه این دوتام باهم ازدواج میکنم :)
خیلی دنبالش گشتم لطف میکنین اگه میدونین اسمشو کمک کنین :)
 

.؛؟

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
فوریه 13, 2021
ارسالات
30
پسندها
52
دست‌آوردها
18
سکه
130
سلام من یه رمان خوندم که یه پسر روانپزشک هست، بعد یه روز رئیسش بهش می‌گه که باید یه دختر که براش (برای رئیس) مهم بوده رو درمان کنه.
پسره قبول می‌کنه. دختره هم به زور می‌بره ویلاشون و درمانشو شروع می‌کنه.
لطفا اگه کسی می‌دونتش بگه۰
 

delaram1718

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
فوریه 17, 2021
ارسالات
2
پسندها
3
دست‌آوردها
3
سکه
17
سلام ی رمانی قبلا خوندم درست یادم نیست فقط ی تیکش یادمع...رمان درمورد دختری بود کع پرستار یع پسر میشع پسر فک کنم داخل خونش بستری بود و فک کنم فقط میدید اما نمیتونست حرف بزنه وحرکت کنع و خیلی هم پولدار بودن...بعد چند وقت پسر با رسیدگی های دختر خوب میشع و دختر هم عاشقش میشع اما مادر پسرع مخالف و فک کنم دختر بخاطر مشکل مالی پرستار میشع و بخاطر راحتی خودش با پسر صیغه میشع ...همین تیکش یادمع لطفا اگع کسی میدونع کمکم کنع
 

delaram1718

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
فوریه 17, 2021
ارسالات
2
پسندها
3
دست‌آوردها
3
سکه
17
سلام ی رمانی قبلا خوندم درست یادم نیست فقط ی تیکش یادمع...رمان درمورد دختری بود کع پرستار یع پسر میشع پسر فک کنم داخل خونش بستری بود و خیلی هم پولدار بودن...بعد چند وقت پسر با رسیدگی های دختر خوب میشع و دختر هم عاشقش میشع اما مادر پسرع مخالف...اوومم فک کنم دختر هم برا راحتی صیغع پسرع شدع بود...همین تیکش یادمع لطفا اگع کسی میدونع کمکم کنع
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mobina..a

Maya

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
فوریه 23, 2021
ارسالات
1
پسندها
1
دست‌آوردها
1
سکه
8
با سلام

اگر اسم رمانی رو فراموش کرده اید، لطفا قسمتی از رمان رو اینجا بنویسین تا کاربران به شما کمک کنند.
سلام س رمان خوندم دختره باباش زندان بود مجبور شد برا ی مدت صیغه ریسش ب.پسره ی شرکت داشت خیلی موفق بود ولی خانواده اصلا دوسش نداشتن پدر و مادرش نمیذاشتن حتی بهشون بابا و مامآن .از بچگی تو ی ساختمون جدا ته باغ با دوتا مادربزرگش بزرگ شده بود.همش تحقیرش میکردن.اسم دختره ترانه بود پسرم ی اسم شبیه کیارش داشت ولی یادم نیست.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MehrNesa

Z1234

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
فوریه 27, 2021
ارسالات
2
پسندها
3
دست‌آوردها
3
سکه
14
با سلام

اگر اسم رمانی رو فراموش کرده اید، لطفا قسمتی از رمان رو اینجا بنویسین تا کاربران به شما کمک کنند.
یه رمانی بود که دختره خانوتدشو از دست داده بود و با خانواده عموش زندگی میکرد .پسر عموش خارج از کشور زندگی میکرد.وقتی برگشت کم کم عاشق هم شدن و خانواده ها صیغشون کردن اما پسره به دختر عموش شک کرد و برگشت خارج .فکر میکرد گه صیغه باطل شده و بعد از چند سال که برگشت فکر کرو که دختره ازدواج کرده و ازش کینه گرفت و بهش مزاحمت کرد و اون وقت فهمید که دختره ازدواج نکرده و زن خودشه
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mobina..a

Z1234

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
فوریه 27, 2021
ارسالات
2
پسندها
3
دست‌آوردها
3
سکه
14
سلام دوستان😊
من چند سال پیش این رمان رو خوندم که دختره با یه پسری به اجبار ازدواج میکنه.
با اینکه دختر آزادی هست، اما به صورت فرمالیته با چادر جلوی پسره ظاهر میشه تا صورتش رو نبینه.
تا اینکه پسر به مهمونی دعوت میشه که دختره هم از طرف کس دیگه ای به همون مهمونی دعوته.
وقتی همدیگرو میبینن، دختره اونو میشناسه اما پسره بدون اینکه اطلاع داشته باشه اون کیه، ازش خوشش میاد.
یه روز اتفاقی چادرشاز سرش میکشه و پسره صورتش رو میبینه.
متاسفانه بقیه داستان یادم نیست فقط فکر کنم که اسم دختره نفس بود.
ممنون میشم اگه میدونید راهنماییم کنید
رمان طلایه
 
بالا