کاربرد هشتگ: elim

  1. SAB'AM

    دلنوشته حزن اشک‌هایت خواهر | SAB'AM کاربر انجمن رمان فور

    ...کنم برای خودم. برای من بیچاره‌ایی که توی زیبارویش مریض است! برای منی که نوردیده‌‌اش مو ندارد تا برایش ببافد و مژه‌ایی ندارد که اشک‌هایش را بند کند به خودش! این روز‌ها دلم برای خودم می‌سوزد! من بیچاره چگونه تاب بی‌تو بودن را دارد؛ خواهر زبانم لال! تو باش تا من تا به ابد، شادترین آدم جهان باشم...
  2. SAB'AM

    دلنوشته حزن اشک‌هایت خواهر | SAB'AM کاربر انجمن رمان فور

    ...مگر می‌شود تمامی آدم‌های مهم دنیایت بروند و تو؛ لبخند بزنی! مگر می‌شود شبی را تا صبح نابود شویی و بمیری و بی تفاوت باشی.... و چقدر سخت است تظاهر به بی‌تفاوتی! خوب شدنی در‌کار نیست! می‌دانم خوب نمی‌شویی و این را که می‌نویسم اشک‌هایم دیدگانم را تار می‌کنند! کاش برایم غیر ممکن‌ها، ممکن شوند #elim
  3. SAB'AM

    دلنوشته حزن اشک‌هایت خواهر | SAB'AM کاربر انجمن رمان فور

    ...تو زندگی کردن را بلد نیستم. گویی تو به جای خون، در هر رگم جریان داری آنچنان که سلول‌هایم نامت را فریاد می‌زنند! من معجزه می‌خواهم برای خودم... تا تو عالی که نه؛ خوب باشی! من به خوب بودنت راضی هستم... به یک خوب بودن ساده‌ی تو.... من توان از دست دادن تو را ندارم.... خسته‌ام خواهر، زود خوب شو! #elim
  4. SAB'AM

    دلنوشته حزن اشک‌هایت خواهر | SAB'AM کاربر انجمن رمان فور

    ...تا بوده تو یادت بوده، حال من هستم تا به جای هردویمان یاد بیاورم من کیستم و تو... تمام منی! من هستم تا به جای تو گریه کنم. تا بوده چشمان تو تر بوده، این بار من هستم تا به جای تو، با اشک‌هایم تمامی رود‌های خشک شده را پر کنم... تا بوده... غمت بوده؛ حال من هستم تا به جای هردویمان درد بکشم! #elim
  5. SAB'AM

    دلنوشته حزن اشک‌هایت خواهر | SAB'AM کاربر انجمن رمان فور

    ...تنگ در آغوشت کشم و موهایت را ناز کنم.... چه اهمیتی دارد که دست پر میشود از تارهای ابریشمی موهایت؟ مهم من هستم و تو! چه اهمیتی دارد خاطرات را فراموش می‌کنی؟ من یادم می‌ماند جای هر دونفرمان... یادم می‌ماند و اینقدر تکرارش می‌کنم، تا؛ تا به ابد در مغزت نه، در قلبت رخنه کنند... تو فقط باش. #elim
  6. SAB'AM

    دلنوشته حزن اشک‌هایت خواهر | SAB'AM کاربر انجمن رمان فور

    مقدمه: اشک‌هایت را می‌نگرم و غرق می‌شوم در غم هر قطره‌ی خونینش... اشک‌هایت را می‌نگرم و غرق میشوم در فاصله‌ای که مارا دور از هم قرار داده‌ است... اشک‌هایت را می‌نگرم و غرق می‌شوم در خیال این که هر قطره‌اش قرار است روی کدامین کاشی راه‌روی تنگ بیمارستان بچکد خواهر؟ #elim
بالا پایین