کاربران گرامی انجمن مجهز به سیستم تشخیص مولتی اکانت می باشد
چنانچه مولتی اکانت دارید سریعا به خصوصی مدیریت کل مراجعه کنید اگر نه اکانت مولتی شما بن و اخطار جدی و همیشگی خواهید گرفت!
یه رمان بود دختره توی رستوران کار میکرد پیشخدمت بود و هنرای رزمی هم بلد بود یه دفع چندتا مرد میرن پیشش بهش میگن یه بسته رو به جایی که میگیم برسون پول خوبی گیرت میاد اما هیچوقت درشو باز نکن ، دقیقا یادم نیست فک کنم چیزی که داخل پاکتو میبینه و مواد مخدره ، میره پیش همون چندتا مرد میگه که اینکارو...
سلام
یک رمانی بود که اسم دختره رها بود بعد بازیگر میشه و معروف طی یه اتفاقی حافظه اش از دست میده عرفان که عاشقش بود افسرده میشه و دارو مصرف میکنه که روان گردان هست و یه پسره نمیدونم بهمن یا متین که رها رو دوست داره ولی ازش کینه داره سعی میکنه اون رو مجبور به ازدواج با خودش کنه و ظاهر سازی کنه...
سلام من خیلی وقت پیش یه رمان خوندم ک خیلی قشنگ بود ولی اسمش یادم نمیاد میخوام دوباره بخونم
موضوعش این بود ک یه دختره خیلی شیطون پدر و مادر نداره و خونش ک تنها زندگی میکرده آتیش میگیره و مجبور میشه بره خونه خواهرش زندگی کنه
که اونجا با برادر شوهر های دو قلو شوهر خواهرش آشنا میشه
و ۲ قلو ها...
سلام
یه رمانی بود ک دختره چادری بود و بهش مزاحمت میشهولی با یکی ازدواج میکنه ک اون نیست دختره بعدها متوجه میشه ک اصلا مزاحمت صورت نگرفته و عاش اون پسره میشه ک باهاش ازدواج کرده
سلام من ی رمانی خوندم که دختره وپسره بعد ی سری اتفاقا عاشق هم میشن اینجاهاشو زیاد یادم نیست.مادر دختره راضی نیست و این دوتا باهم فرار میکنن
بعد چن روز برمیگردن و ازدواج میکنن پسره یکم شکاکه.
و ی نفر برای دختره پاپوش درست میکنه و ازش کنار ی مرد عکس میگیره برای شوهرش میمیفرسته و اونم تا سر حد...
سلام یه رمان چند سال پیش خونده بودم ژانرش ترسناک و یکمی طنز بود از زبان یک پسر ک مجبور میشه اسباب کشی کنه به یک خونه ک اتفاقای عجیب غریب براش میوفته بعد ها میفمه با یک جن مسلمون همخونه است وهردو سعی دارن اون یکی رو ازخونه بیرون کنن هرچی فکرمیکنم اسمش یادم نیس کسی میدونه؟🙄
پسره هم ازاد بود و...
سلام یه رمان چند سال پیش خونده بودم ژانرش ترسناک و یکمی طنز بود از زبان یک پسر ک مجبور میشه اسباب کشی کنه به یک خونه ک اتفاقای عجیب غریب براش میوفته بعد ها میفمه با یک جن مسلمون همخونه است وهردو سعی دارن اون یکی رو ازخونه بیرون کنن هرچی فکرمیکنم اسمش یادم نیس کسی میدونه؟🙄
پسره هم ازاد بود و...
یه رمان بود که پسره کامیون داره با ماشین دختره تصادف میکنه فک کنم پای دختره مشکل پیدا میکنه دادگاه حکم میده ک باید باهم ازدواج کنن مهریه دختره بشه یه دستو یه پای پسره.پسره اخلاقش بد بود پولدار بود قمار میکنه سر دختره فک کنم م*س*ت بوده، بعد میفهمه چیکار کرده،هرکاری میکنه تا دختره رو نگیرن ازش. میشه...
رمانی که اسمش یادم نیس دختری که میخوان به اجبار عروسش کنن که از اتلیه فرار میکنه و میفته دست یه پسری که زنش روز عروسیش فرار کرده به نام مسیح که بعد باهاش ازدواج صوری میکنه که بعد از اتفاقاتی عاشق هم میشن اما....
میشه اسم این رمان رو هم بگید؟!
دست به کمر درناکم گرفتم و روی مبل افتادم.
ناله ای بی جانی کردم و به تلفن چنگ زدم.
جنینم یک روزی بود که تکان نخورده بود و من از ترس از دست دادنش نفسم بالا نمی امد.
با استرس شماره اش را گرفتم.
بوق های متداومِ بی جواب اشکانم را جاری کرد که بالاخره صدای بی حوصله...
سلام
دنبال یه رمان میگردم که اسمه شخصیتاش یادم نمیاد اما یه دختره که گذشته اش خیلی بد بوده و همه رقص ها رو بلده حتی کلاس رقصم می زاره پول در میارخ با خواهرش که دبیرستانی عه تنها زندگی میکنن یه روز میره مسابقه رقص زبر زمینی شرکت میکنه اینو پسر اصلیه برنده میشن برای مسابقه نهایی باید برن فرانسه...
سلام من چندسال پیشه یه رمان از تلگرام خوندم ک شخصیتارو یادم نیست فقط میدونم ک اربابی بود موضوعش درمورد یه دختر روستایی بود ک مجبور ب ازدواج با پسر اربابش میکنن پسرع هم از تیپ دخترای شهری خوشش میاد وقتی با دختره ازدواج میکنه شب زفافی باهاش نداره و وقتیم میبرتش تهران خونه جدا براش میگیره ک دختره...
سلام
رمان درباره یه دختری که به اجبار مامانو باباش با یه پسری که خارج زندگی میکنه باید ازدواج کنه یه جاشم خوندم که اسم بچشونو آرشه میزارن انگار🤔
تا اینجاشو خوندم بقیش یادم نی
فراموش نشدنیترین دیالوگها و مونولوگهای
رمانهایی که خوندید رو با ما به اشتراک بذارید.
پ.ن: خساست به خرج ندید و نام رمان و نویسنده اثر رو هم برامون بنویسید.zrt