• کاربران گرامی انجمن مجهز به سیستم تشخیص مولتی اکانت می باشد چنانچه مولتی اکانت دارید سریعا به خصوصی مدیریت کل مراجعه کنید اگر نه اکانت مولتی شما بن و اخطار جدی و همیشگی خواهید گرفت!

رمان نویسی

  1. specialboy

    سردخانه میت در ایران

    سردخانه‌های میت (سردخانه‌های جنازه) در ایران وجود دارند و برای نگهداری و تخلیه جنازه‌ها به کار می‌روند. این سردخانه‌ها معمولاً در شهرهای بزرگ و نقاط مختلف کشور قرار دارند و تحت نظر سازمان‌ها یا ادارات بهداشتی و درمانی مشغول به فعالیت هستند. وظیفه اصلی آنها حفظ جنازه‌ها به حالتی که بتوانند تخلیه...
  2. n_amraiyyy

    رمان گمشده

    یه رمان بود دختره توی رستوران کار میکرد پیشخدمت بود و هنرای رزمی هم بلد بود یه دفع چندتا مرد میرن پیشش بهش میگن یه بسته رو به جایی که میگیم برسون پول خوبی گیرت میاد اما هیچوقت درشو باز نکن ، دقیقا یادم نیست فک کنم چیزی که داخل پاکتو میبینه و مواد مخدره ، میره پیش همون چندتا مرد میگه که اینکارو...
  3. safeiyh

    اسم رمانش چیه؟

    سلام یک رمانی بود که اسم دختره رها بود بعد بازیگر میشه و معروف طی یه اتفاقی حافظه اش از دست میده عرفان که عاشقش بود افسرده میشه و دارو مصرف میکنه که روان گردان هست و یه پسره نمیدونم بهمن یا متین که رها رو دوست داره ولی ازش کینه داره سعی میکنه اون رو مجبور به ازدواج با خودش کنه و ظاهر سازی کنه...
  4. رها مقدم

    رمان گم شده

    سلام من خیلی وقت پیش یه رمان خوندم ک خیلی قشنگ بود ولی اسمش یادم نمیاد میخوام دوباره بخونم موضوعش این بود ک یه دختره خیلی شیطون پدر و مادر نداره و خونش ک تنها زندگی می‌کرده آتیش میگیره و مجبور میشه بره خونه خواهرش زندگی کنه که اونجا با برادر شوهر های دو قلو شوهر خواهرش آشنا میشه و ۲ قلو ها...
  5. ح

    رمان گمشده

    سلام یه رمانی بود ک دختره چادری بود و بهش مزاحمت میشهولی با یکی ازدواج میکنه ک اون نیست دختره بعدها متوجه میشه ک اصلا مزاحمت صورت نگرفته و عاش اون پسره میشه ک باهاش ازدواج کرده
  6. M

    اسم رمان یادم نیس اگ میدونین لطفا بگین

    سلام من ی رمانی خوندم که دختره وپسره بعد ی سری اتفاقا عاشق هم میشن اینجاهاشو زیاد یادم نیست.مادر دختره راضی نیست و این دوتا باهم فرار میکنن بعد چن روز برمیگردن و ازدواج میکنن پسره یکم شکاکه. و ی نفر برای دختره پاپوش درست میکنه و ازش کنار ی مرد عکس میگیره برای شوهرش می‌میفرسته و اونم تا سر حد...
  7. Mahiw

    رمان گمشده

    سلام یه رمان چند سال پیش خونده بودم ژانرش ترسناک و یکمی طنز بود از زبان یک پسر ک مجبور میشه اسباب کشی کنه به یک خونه ک اتفاقای عجیب غریب براش میوفته بعد ها میفمه با یک جن مسلمون همخونه است وهردو سعی دارن اون یکی رو ازخونه بیرون کنن هرچی فکرمیکنم اسمش یادم نیس کسی میدونه؟🙄 پسره هم ازاد بود و...
  8. Mahiw

    رمان

    سلام یه رمان چند سال پیش خونده بودم ژانرش ترسناک و یکمی طنز بود از زبان یک پسر ک مجبور میشه اسباب کشی کنه به یک خونه ک اتفاقای عجیب غریب براش میوفته بعد ها میفمه با یک جن مسلمون همخونه است وهردو سعی دارن اون یکی رو ازخونه بیرون کنن هرچی فکرمیکنم اسمش یادم نیس کسی میدونه؟🙄 پسره هم ازاد بود و...
  9. Atiii

    متفرقه اسم رمان رو میدونین؟

    یه رمان بود که پسره کامیون داره با ماشین دختره تصادف میکنه فک کنم پای دختره مشکل پیدا میکنه دادگاه حکم میده ک باید باهم ازدواج کنن مهریه دختره بشه یه دستو یه پای پسره.پسره اخلاقش بد بود پولدار بود قمار میکنه سر دختره فک کنم م*س*ت بوده، بعد میفهمه چیکار کرده،هرکاری میکنه تا دختره رو نگیرن ازش. میشه...
  10. sajikaabi1234

    رمانی که اسمش یادم نیس دختری که میخوان به اجبار عروسش کنن که از اتلیه فرار میکنه و میفته دست یه پسری که زنش روز عروسیش فرار کرده به نام مسیح که بعد با

    رمانی که اسمش یادم نیس دختری که میخوان به اجبار عروسش کنن که از اتلیه فرار میکنه و میفته دست یه پسری که زنش روز عروسیش فرار کرده به نام مسیح که بعد باهاش ازدواج صوری میکنه که بعد از اتفاقاتی عاشق هم میشن اما....
  11. H

    اسم رمان

    سلام من دنبال یه رمانی هستم که دختره با یه پسره ایی ازدواج میکنه دختره مامایی خونده وقتی بهم محرم میشن وبا خانواده میرت بیرون دختره میفهمه پسره قرص میخوره چون مشکل داره همش باباش هی آرومش میکنه تو زندگیشون به مشکل میخورن بعد دختره به خاطر پسره به خانواده اش میگه ۲ سال میریم خارج کشور بی زحمت...
  12. ش

    نمی دونم

    رمانی دختری مدتی مورد آزار و اذیت استادش قرار می گیره و برای خلاصی از اون به خواستگارش که دایی استاد هست جواب مثبت میده و روز عروسی دختر، نامزدش متوجه میشه و ( بر اثر اتفاقی احتمالا ) میمیره و دختره هم باز مورد آزار استاد قرار می گیره و دختره به کسی چیزی نمیگه ولی یه روز به وکیلی میگه و وکیل هم...
  13. لاله لام

    آوارگان عشق

    خلاصه:داستان درباره شاهرخ خانه...یکی از خر پول ترین تاجرا...شاهرخ هوسبازی که طعم نصف دخترای تهرانو چشیده الا یه دختر...ماهک تو بچگی خانوادشو از دست داده و رو پای خودش وایستاده و خرج خودشو خواهرشو میده... ماهکی که با اون زبون تند و تیزش نمیزاره یکی از ده متریش رد شه... حالا چی میشه اگه این دوتا...
  14. لاله لام

    اختیار اجباری

    خلاصه:من واسه بدست آوردنش هر کاری کردم... فقط تا مال من بشه،اما... با جنگ یهویی که بین خانواده ها پیش اومد من شدم خون بس... توجه:این داستان واقعیست
  15. ساغر

    رمان

    رمانی که فک کنم اسم دختره بهار بود دارو سازی قبول میشه میاد تهران پیش دوست باباش زندگی میکنه که یه پسرم دارن به اسم امیر علی فک کنم که تازه ام از خارج اومده ،بعد با یه دختره تو دانشگاه دوس میشه و داداش دختره ازش خواستگاری میکنه این جواب منفی میده ولی دوستش میکه که داداشش مریضه و بعدش به دلالیلی...
  16. fardos

    روح های عاشق

    یه پسره عاشق دختر میشه ودختره هم خیلی دوستش داره باهم یه دانشگاه قبول میشن که دختره جن زده میشه براش کلی اتفاق میفیته......
  17. ~ZaHRa~

    در حال تایپ رمان حاشیه عاشقانه | زهرا حمیدی کاربر انجمن رمان فور

    خلاصه: دختری جوان در صدد برخورد غیره منتظره با سلبریتی معروف، اتفاقاتی در زندگیش رخ می‌دهد؛ این اتفاقات در پی توهین و تحقیر آن سلبریتی معروف در کلانتری است. حال آن دختر به دنبال آن است که همانطور میان جمع عام تحقیر شده به همان اندازه آن سلبریتی را دچار حاشیه کند!
  18. Hinami

    بوسه مرگ

    مقدمه : ای کابوس شبم ! عاشقت شدم ! عجیب است که دلباخته کابوسی شوی که سالهاست میخواهی از او رها شوی ! برای مهم نیست که تو که هستی به آغوش من بیا ، ای بوسه مرگ ! خلاصه : یک پسر عادی با یک زندگی کاملا عادی که هیچ چیزی از زندگی اش نمیخواهد ، دچار کابوس میشود و با ورود دختری عجیب به مدرسه در...
  19. سونیا هاشمی

    هر چیزی

    یه رمان بود که یه دختر محجبه 27 ساله(اینجاشو مطمئن نیستم که محجبه و بیست و هفت ساله بود یا نه) که یه پسر با موقعیت فوقالعاده میاد خواستگاریولی انگار پسره مشکل روانی داره یادم پسره یه خواهرم داشت و اینکه پسره به دختره گفته بود که کسی اون رو بهشون معرفی کرده
  20. almas

    almas

    خلاصه: الماس دختری از تبار درد و رنج.. دختری که سختی های زیادی رو تو زندگیش تحمل کرده.. دختره یه راز داره.. رازی هیچکس نباید اون رو بفهمه
بالا پایین