در لحظه بنویس

A"zare

مدیر تالار طراحی
کاربر vip
مدیر تالار
سطح
11
 
ارسالات
1,054
پسندها
2,923
دست‌آوردها
163
مدال‌ها
14
محل سکونت
شهر راز
سکه
30
vip
مقام مانایی
اهالی سیاه
احساسی قاطی از آزادی
خوشحالی
و استرس دارم.
چقدر خوب است اولین چهره را با بدبختی و لنگ در هوا کشیدن.
چقدر خوب است آخرین امتحان با یک غلط که سر و تهش معلوم نیس به پایان برسد.
و چقدر خوب است روز شیرازمون باشه والوD=
در آخر چقدر منگلانه است که ده روز دیگر امتحان حضوری داشته باشی و خود را به نفهمی بزنی:D:/
 
تایپ رمان
  • یاه یاه
واکنش‌ها[ی پسندها]: *MahaN*

H.A.M

کاربر نیمه فعال
کاربر رمان فور
سطح
2
 
ارسالات
119
پسندها
364
دست‌آوردها
63
مدال‌ها
1
محل سکونت
اصفهان
سکه
18
مقام مانایی
شهروند
اگر بنویسم، نوشته‌ام بد می‌شود. اگر ننویسم، خودم بد می‌شوم. برایم امروز، بد بودن نوشته به صرفه تر از بد شدن خودم است. اگر دومی اتفاق بیفتد، ممکن است تا ده ماه دیگر هم سراغ نوشتن نروم.
 
تایپ رمان

*MahaN*

مدیر تالار ادبیات
کاربر کادر مدیریت
کاربر vip
مدیر تالار
نویسنده ادبی
سطح
5
 
ارسالات
640
پسندها
3,958
دست‌آوردها
143
مدال‌ها
5
محل سکونت
شهر وارونه
سکه
208
vip
جدیدا کور رنگی گرفته‌ام
هر رنگی که نشانم می‌دهند سیاه می‌بینم
آسمان را غباری از سیاه می‌بینم.
مردم را سیاه می‌بینم
سفید در لا به لای این رنگ‌ها خفته
همه رنگ‌ها مرده‌اند
چه شد که این چنین همه چیز سیاه به نظر می‌رسد؟
 
تایپ رمان
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: A"zare

Sepideh Rezaei

کاربر عادی
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
52
پسندها
146
دست‌آوردها
33
سکه
15
فریاد میزنم، تمام غم دلم را در چشمانم فریاد میزنم .
اما زمانی که حالم را میپرسد تنها حاشا میکنم تمام غم وجودم را .
مگر فایده ای دارد؟به زبان بیارم که خوب نیستم ،که اسمان دلم ابریس ،که دلم زار زار گریه میکند به حال خودش ،اصلا مگر میشود گفت انتظار ،دلتنگی چهطور میتواند ذره ذره وجودت را بمکد و زجر کشت کند
باید به زبان بیاورم؟
اگر برایش کمی مهم بود اگر لحظه به حرف چشمانم گوش دل میسپرد ،همه این ها را میفهمید
و دیگر نمیپرسید ،حالت خوب است؟
حال که برایش مهم نیست ‌.
میگویم عالی مثل همیشه .
 
تایپ رمان
آخرین ویرایش:

Ēłēŋ

Love hunter
کاربر vip
کاربر رمان فور
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
ارسالات
312
پسندها
432
دست‌آوردها
63
محل سکونت
زیر سایه خدا...
سکه
44
vip
مقام مانایی
اهالی سیاه
حالم نه گفتنی است و نه نوشتنی
حالم را فقط خدایی می‌فهمد که خودش من را آفریده.
شاید مجازی لطفی بشه برای دقیقه‌ایی فراموشی اما...
 
تایپ رمان
بالا پایین