-
- ارسالات
- 5
-
- پسندها
- 0
-
- دستآوردها
- 1
یک رمانه دختره استاد دانشگاه پسره است و پسره حدود ده سال ازش کوچکتره و تو یکی از پارت ها پسره دختره رو تو خیابون موقعی که حالش بده میبینه و وضع زندگی پسره بده و دختره میگه باید با من باشی تا هزینه هاتو بدم
