• کاربران گرامی انجمن مجهز به سیستم تشخیص مولتی اکانت می باشد چنانچه مولتی اکانت دارید سریعا به خصوصی مدیریت کل مراجعه کنید اگر نه اکانت مولتی شما بن و اخطار جدی و همیشگی خواهید گرفت!

رمان

  1. Elaha

    در حال تایپ رمان دختر تنخای شهر، به قلم الهه

    درو باز کردم و دویدم سمت اتاق شیما از بچگی من کتک خورشون بودم نمیدونم منو از پرورشگاه اوردن یا... خلاصه اینکه هرچی خواستم دادن به شیما، شیما خواهر بزرگمه یه 1سال باهام اختلاف سنی داره من امسال درسام تموم میشن و ازاد میشم، اما چه ازادی! ازادی که همش با گریه و کتک باشه رو صد سال نمیخوام مادرم وقتی...
  2. Elaha

    در حال تایپ رمان دختر تنهای شهر به قلم الهه دریس

    درو باز کردم و دویدم سمت اتاق شیما از بچگی من کتک خورشون بودم نمیدونم منو از پرورشگاه اوردن یا... خلاصه اینکه هرچی خواستم دادن به شیما، شیما خواهر بزرگمه یه 1سال باهام اختلاف سنی داره من امسال درسام تموم میشن و ازاد میشم، اما چه ازادی! ازادی که همش با گریه و کتک باشه رو صد سال نمیخوام مادرم وقتی...
  3. Elaha

    در حال تایپ Rooman

    پارت_1 درو باز کردم و دویدم سمت اتاق شیما از بچگی من کتک خورشون بودم نمیدونم منو از پرورشگاه اوردن یا... خلاصه اینکه هرچی خواستم دادن به شیما، شیما خواهر بزرگمه یه 1سال باهام اختلاف سنی داره من امسال درسام تموم میشن و ازاد میشم، اما چه ازادی! ازادی که همش با گریه و کتک باشه رو صد سال نمیخوام...
  4. Sepideh Rezaei

    اطلاعیه متروکه رمان

    با عرض سلام خدمت نویسندگان محترم : اگر رمان شما به قسمت متروکه منتقل شده و خواهان بازگشت ان هستید در این تاپیک اطلاع بدید و اسم رمان خودتونو بگید. روانی که دوبار به متروکه رفته باشه بعد از بار سوم دیگه هیچ وقت بر نمیگرده. ممنون از همه شما عزیزانdivn.h
  5. دلارام

    پاییز دلگیر

    هواپاییزی وسرد شده بودمن هم روی برگ ها قدم میزدم صدای خش خش، برگها زیر پایم حس قشنگی بودکه ناگهان موجودی روکنارخودم حس کردم؛ یک توله سگ کوچولو بود که تابه صورتش نگاه کردم شروع کرد دنبال من دویدن من جیغ میزدم وای کمک وای مامان وای فقط حیغ میزدم،که دیدم اون توله سگ با صدای کسی از من فاصله گرفت به...
  6. ᗷᒪᑌᗴᵐᵒᵒⁿ✞

    در حال تایپ ...QUITE... پارت ۱

    سلام من بلومون هستم لقبم بلومونه و اسم هنریمه من توی سایت تستچی با همین نام داستان مینویسم و خواستم اینجا هم بنویسم من تازه واردم توی سایتتون پس لطفا حمایتم کنید امیدوارم از این رمان خوشتون بیاد .. با تشکر بلومون .. . . . به نام خداوند بخشنده مهربان . . . به سختی چشمام رو باز کردم ... همه جا...
  7. Sani

    در حال تایپ رمان دردسر ساز | ساناز کاربر انجمن رمان فور

    خلاصه: سانازدختری که به طور ناگهانی با مردی تصادف میکنه، این مرد زخم خورده بود مردی از جنس تنهایی و غروری بی حد و مرز، حال باید ببینیم سرنوشت چه چیزی برای این دو رقم میزند...
  8. Weasley

    در حال تایپ رمان غیر واقعی | Aby کاربر انجمن ناول‌فور

    خلاصه: در دنیایی که ما انسان‌ها چشم گشوده‌ایم، حقیقت‌هایی نهفته است؛ به دنبال جویای حقایق هم باشیم... باز هم به در بسته می‌خوریم! و تنها راه حل باز کردن این درها، کلیدهای خودشان است! کلیدهایی با نام‌های «واقعی» و «غیر واقعی»
  9. Nikisa

    در حال تایپ رمان این شهر بوی مرگ میدهد | نیکیسا کاربر انجمن ناول فور

    خلاصه: ویرا بعد از مرگ مادرش دختری افسرده و زودرنج میشه و با بقیه آدمها روابطش رو کم میکنه. این موضوع تا ۲۰ سالگیش هم ادامه داره تا وقتی که وارد دانشگاه میشه و اتفاقات عجیبی براش رقم میخوره... غیر از ویرا پسری به اسم پنهان در یک شرکت بزرگ چرم‌سازی مشغول به کاره. زندگیه خوب و یکنواختی داره تا...
  10. Sama saramad

    در حال تایپ هوایی برای یک نفس

    داستان در مورد دختر یازده ساله‌ای به نام نفسه، نفس دختر شاد و پر انرژیه که احساس بزرگ بودن می‌کنه و می‌خواد دنیا رو تغییر بده و از همچی سر در بیاره. ولی توی میون این خوشحال‌هاش غم بزرگی از تبعیض، محرومیت و خانوادش و هزار تا چیز دیگه پشت خنده‌هاش قایم شده. اینقدر فشار روی نفس میشه که دست به...
  11. Die

    در حال تایپ رمان گردنبد شیطان|die کاربر انجمن رمان فور

    خلاصه:در یک شب، زندگی آریا با یک کمک بهم می ریزد و اتفاقات عجیبی برایش رخ می دهد اما او سعی می کند با قضایا کنار بیاید ولی.. قبل از شروع رمان می خواستم چندتا توضیح بدم این رمان کاملا ساخت ذهن منه اما یکی از شخصیت ها واقعیه که بعدا بهتون اعلام می‌کنم امیدوارم که از رمان لذت ببرین!
  12. sarina_srn83

    در حال تایپ رمان بعد من | به‌قلم سارینا درگی

    #پارت1 زینگ... زینگ... زینگ... با صدای زنگ در خونه بیدار شدم؛ ساعت روی عسلی رو نگاه کردم، اوه اوه اوه... نگاه کن! ساعت هشت و نیم بود و من نُه کلاس داشتم. از جام بلند شدم رفتم سمت در ببینم کی پشت دره... از تو چشمی در دیدم بهاره. در رو باز کردم؛ بهار: سلاام خوبی؟ صبح بخیر! - سلام خوبم تو...
  13. روزی بانو

    در حال تایپ رمان آتریس | رویا محمدی کاربر انجمن ناول فور

    هدف: علاقه به نوشتن خلاصه: آتریس دختری با نقاب ای بر روی چهره. کسی که سردی نگاهش حتی سخت ترین سنگ هارا هم ذوب می کند. آتریس سروان قصه ما که وارد یه باند آدم ربائی میشه و... مقدمه: بسی بر دشمن و گاهی به روی یار می تازی نمی دانم چه سر داری که ناهموار می تازی تورا من دوست می دارم پر از وسواس...
  14. تیام قربانی

    در حال تایپ قلب بی‌احساس من | تیام قربانی کاربر انجمن ناول فور

    نام رمان: قلب بی احساس من ژانر: طنز،کل‌کلی و عاشقانه نویسنده: تیام قربانی خلاصه رمان: خسته‌ام از زندگی تکراری، از حرف‌های تکراری، نیش و کنایه‌های تکراری، یک دختر چقدر ظرفیت داره؟!ا ز حرف‌ها! از نیش و کنایه‌ها! حرف‌هایی که تا عمق قلبت رو می‌سوزونه. گاهی از خودم می‌پرسم چرا من؟! مگه چیکار...
  15. Tiamghorbani

    در حال تایپ اگه آسمونت بشم ماه من میشی؟

    خلاصه رمان_داستان از این قراره. آیسل، یک روانپزشک عالیه برای ادامه کارش پابه تیمارستان جدیدی می‌زاره. آیسل زیادی کنجکاو‌ و شیطونه .و همین خصلتش آخر کار دستش میده. آیسل ما، یک روانپزشکه اما اتفاقاتی می‌افته که اون رو از شغل اصلی خودش دور می‌کنه. آیسل پا به اتاقی می‌زاره، که کسی جرات نداره بره...
  16. تیام قربانی۸۶

    در حال تایپ فاصله‌ی عشق تا تو | ایناز کاربر انجمن ناول فور

    نام رمان: فاصله‌ی عشق تا تو ژانر: عاشقانه، طنز، درام، پلیسی خلاصه رمان: آیرال دختر شیطون قصه‌ی منه که با رفقای خودش توی یه محله‌ی باصفا زندگی می‌کنن؛ آیرال، تمنا، شیوا و آنیسا، چهار دختر شیطون که توی محل معروف هستن به خرابکارها. این وسط چهار تا پسر هستن به اسم‌های توحید، میران، هامین و کسری؛...
  17. Mr.sadr

    آموزش نمایشنامه نویسی

    نمایشنامه نویسی چیست؟ ادبیات، از عشق ذاتی انسان‌ها به قصه‌گویی و نمایش، با قرار گرفتن کلمات درشکل‌های دلپذیر، جذاب در کنارهم، به وجود می‌آید. هدف اصلی از بیان ادبیات، سرگرم کردن افراد داوطلب شرکت کننده و لذت بردن از آن است که روش‌های مختلفی برای لذت بردن و سرگرم شدن وجود دارد. ادبیات برای مدت...
  18. RAZ

    رمان دلیلی برای زندگی ❤ | ر چراغی کاربر انجمن ناول فور

    به نام پیوند دهنده قلب ها خلاصه: این رمان درباره دختر عاشقی است که به خاطر معشوق جان خود را به خطر می اندازد و به میدان جنگ می‌رود، در این میان اتفاقاتی می افتد که خواندنش خالی از لطف نیست. مقدمه: رهی پر پیچ و خم است این کوی.... . دلی پر غصه و غم است این کوی... . دلیلی برای زندگی داستانی است...
  19. رز قرمزی

    قوانین قوانین تایپ رمان [] انجمن ناول فور

    *بسم ایزد* قوانین تایپ رمان: 1. خواهشمندیم تا آنجا که در توان دارید غلط های املایی در رمان نداشته باشید 2. رمان های شما پارت اول و پارت پایانی تعیین سطح می شود 3. از ناظر ویرایشگر و سایر افراد نظارت گر راهنمایی بخواهید و به راهنمایی های شان گوش دهید 4. اسم های تکراری، خلاصه و نقد های تکراری اگر...
  20. رز قرمزی

    اعلام تکمیل تایپ رمان [] انجمن ناول فور

    *بسم ایزد* نویسندگان گرامی چنانچه از پایان کل رمان خود اطمینان دارید در این تاپیک و در یک پست لینک رمان تکمیل شده اتان را به همراه جلد رمان تان در این تاپیک بفرستید^^ موفق و پیروز باشید...!
بالا پایین