انجمن رمان فور

  1. Barana🌛

    داستان کوتاه خانه ی قدیمی

    خانه ی قدیمی: من مادر بزرگ پیری داشتم که توی یه خونه خیلی قدیمی در یکی از محلهای پایین شهر زندگی میکرد و اونهایی که قمی هستند من آدرس خونه مامان بزرگمو بهشون میدم که برن و خونه رو ببینن البته الان بعداز فوت مادر بزرگم در خونه رو از چوبی به آهنی تغییر دادیم. همیشه یادمه مادر بزرگم تنها زندگی...
  2. Bahar1386

    در حال تایپ رمان دوران جوانی | Bahar کاربر انجمن رمان فور

    داستان درمورد یک دختر است که پدر خود را از دست داده و در روز اولی که وارد دبیرستان میشود مورد زورگویی قرار میگیرد و میخواهد خودکشی کند که یک پسر به اسم ویلیان اورا میبیند و نجاتش میدهد و.....
  3. rahgozr

    در حال تایپ رمان راه پر خطر | رقیه کروشاتی کاربر انجمن رمان فور

    خلاصه رمان:داستان بچه پسری که درکنار زندگی کردن کار میکنه تا اینکه پدرش اون رو میفروشه به خلافکارای آدم کش پسره بزرگ میشه و خشن و از *جنس سنگ میشه جوری که به کسی ر*حم نمیکنه حتی به خانم ها تا اینکه عاشق دختر گروگان گیر می شه که به عنوان خدمتکار کار میکنه در قصر پر رمز و راز اونم خدمتکار مراقب بودن...
  4. "zahra"

    در حال تایپ خون جاودان|"zahra |انجمن رمان فور

    تغییر..،تغییری بزرگ.... حس درد،عذاب،ومسعولیتی سنگین. دختری که باید تعادل بشه برای مرزهای دنیاهایی که همینجا و در کنارمونن اما خطرناک و در این راه خانوادشو ازدست میده وکسانی وارد زندگیش میشن که میشه گفت مرهمی برای تنهایشه.
  5. رقیه راستاد

    در حال تایپ رمان شهید عاشق | رقثه راستاد کاربر انجمن ناول فور

    یک دختری بود با ایمان با نام نرگس یک پسری بود که به هیچ چیز و هیچ کس اعتقاد نداشت حالا فکر کن این دو تا در راه هم قرار بگیرند نرگس پدرش را در جنگ عراق و ایران از دست میدهد و مجبور می‌شود در خانه ای بزرگ کار کند که آرسام رئیس اون خونه عاشق نرگس میشود حالا بماند که چه شیطونیایی می‌کنند ولي نرگس...
  6. .Nar.ges_86_

    در حال تایپ رمان بلوچ ارباب زاده | نرگس بامری کاربر انجمن رمان فور

    خلاصه رمان: دلارام دختری از طبار خوشی، دختری از قوم بزرگ بلوچ. دلارام همراه با خانواده‌اش از شهر مشهد که ساکن همان جا هستند برای مراسم ازدواج پسر عمه‌اش به چابهار که اقوام پدرش در انجا زندگی می‌کنند می‌روند. مادری از قوم فارس و پدری از قوم بلوچ دارد. اما چه کسی می‌داند که با همین سفر زندگی...
  7. Lady Narcissus

    دلنوشته داهلان یخی | نارسیس یوسفی کاربر انجمن رمان فور

    مقدمه: از بهر این داهلان یخی اشمئزاز در بطن وجودم رسوب زده است! داهلانی که قرحه و ریم بسیاری در دل‌های آدمیان گذاشته‌اند، آن هم ناسورانی که تسکینش هم بسی زجرآور است... . نکته: داهلان یخی به معنای مترسک‌های سرد و بی‌روح می‌باشد.
  8. mobi.h.f

    ریسمان عنادی | کاربرانجمن رمان فور

    خلاصه: گا‌هی اگر گذشت کنیم ‌و ببخشیم، زندگی زیباتر است؛ قلب‌ها آرام‌تر است! اما؛ او نبخشید و به قصد انتقام جلو آمد! حال قلب و مغزش‌ هر کدام یک ‌ساز می‌زنند و اوست که باید تصمیم بگیرد، قلبش را انتخاب کند، یا مغزش‌ را؟
  9. مهسا کدخدایی

    در حال تایپ رمان دیوارهای یخی | مهسا کدخدایی کاربر انجمن رمان فور

    خلاصه: رمان درباره ی دختریه که گذشته سختی رو تو خانواده اش سپری کرده؛برای همین سال کنکور تمام تلاششو می کنه تا تهران قبول بشه و زندگی مستقلی رو شروع کنه. و اونجا با آدم هایی آشنا میشه که هرکدام به نحوی تو زندگیش تاثیر گذار هستن...
  10. Manaaa꧂

    دلنوشته خودکار مشکی | رژوان کاربر انجمن رمان فور

    یک خودکار مشکی برای نوشتن از تمام سیل‌های درونم کافی‌ست، چند خط از ذهنم می‌گویم و آرام می‌شوم و شما را برای همراهی‌ام به سواری در درون قایق افسانه‌هایم فرا می‌خوانم! اینجا عشق طعم‌های زیادی برای گفتن دارد، می‌خواهم همه باشم و از تو بگویم.
  11. Wendy Son

    اطلاعیه ~ تاپیک جامع اعلام پایان تایپ رمان ~

    بسمه تعالی. نویسندگان عزیز، زمانی که تایپ رمان شما به اتمام رسید، در این تاپیک اعلام کنید. *در پست اعلام پایان تایپ رمانتون، نام رمان، نام نویسنده و لینک رمان را حتما قرار بدید. * بعد از اعلام پایان، رمان شما به تالار ویرایش منتقل می‌شود و پس از اتمام ویرایش یه بخش رصد و سپس تکمیل شده‌ها منتقل...
  12. حدیث اسماعیلی😊❤

    در حال تایپ آوای تنها|حدیث کاربر انجمن رمان فور

    آوا دختری که در خیال خود تنها ترین انسان روی کره ی خاکی است، باظاهری شاد و قلبی زلال به زندگی خود ادامه می دهداما تنها به یک امید، به امید انتقامی سخت، اما ایا میتواند گیرنده ی این انتقام سخت باشد؟!
  13. HAZ'IN

    دفترکار ناظر رمان: «فاطمه گلی»

    بسم ربی درود زین پس بنابر صلاحدید کادر مدیریت مسائل مربوط به نظارت ناظر عزیز فاطمه گلی در این تاپیک صورت خواهد گرفت. توجه داشته باشید فقط نویسندگانی که نظارت رمانشان با @فاطمه گلی می‌باشد حق سوال پرسیدن یا ارسال پست را دارند. با تشکر و من الله التوفیق.
  14. HEYDAR

    داستان کوتاه خوش‌دره | M. R کاربر انجمن رمان فور

    نام اثر: خوش‌دره نام نویسنده: حیدر.ر ژانر: اجتماعی، غمگین ناظر: @فاطمه گلی خلاصه: مردی خوش‌اخلاق، ساکت و مظلوم، با زندگی سخت و دشوار، در روستایی با آب و هوای خوب، از علاقه به نوه‌اش جانش به خطر می‌افتد... . چشمانی گریان منتظر اوست تا بیاید... می‌اید اما لباس های خونی‌اش...
  15. hadiseskandari

    در حال تایپ رمان رامش | hadiseskandari کاربر انجمن رمان فور

    رامش! دختری عادی در قشر، متوسط جامعه که مادرشو از دست داده، یه برادر داره که نامزد داره و یه پدر... . از زندگیش راضیه؛ اما همیشه چرخ روزگار بر وفق مراد آدما نیست! برادر رامش روز ۱۳ خرداد ماه کشته میشه! پیگیری پرونده ادامه پیدا می‌کنه تا درست سال بعد همان روز ۱۳ خرداد ماه پدرش کشته میشه! پرونده...
  16. دخترک تخس

    گفتار ازاد رمان رزیدنت اول | مریم کاربر انجمن رمان فور

    نام رمان : رزیدنت اول نام نویسنده :مریم نام ناظر : زیبا داداش زاده خلاصه داستان : بعد از یک تصادف آزمایشگاهی وانتشار ویروس خطرناک!!! دومامور امنیتی باید با صدها نفر از افرادی که در این آزمایشگاه کار میکردم و اکنون به جانواری ترسناک تبدیل شده اند مبارزه کند. 《خلاصه داستان》 بعد از یک تصادف...
  17. M. T

    در حال تایپ رمان خودم را نجات می‌دهم | Mibina کاربر انجمن رمان فور

    خلاصه) هر انسانی راه و روش زندگی خود را دارد و در تلاش است که بهترین کار را انجام دهد هم برایه خود هم دیگران این رمان درباره دختری به نام مدیسون آدامز است او علاقه زیادی به رقص باله داره و تلاش میکند به یک بالرین موفق تبدیل شود ولی در کنارش مشکلاتی بزرگی هم دارد
  18. مبینا عبدی

    در حال تایپ رمان زنجیر گیسو | مبینا عبدی کاربر رمان فور

    داستان روایتگر دختری به‌نام گیسو هست، که شیطنت های مخصوص خودش‌رو داره. اون باید به عنوان دانشجو به ماموریتی بره! ماموریتی که، پایان‌آن، شروع زندگیست... پایان‌آن، پایان نفرت‌ها و سرآغاز عشق‌هایی است، فراموش‌نشدنی! که خوندن اون خالی از لطف نیست...
  19. ر.قجاوند

    عشقم یا برادرم؟ | ریحانه کاربر رمان فور

    خسته راهیست که از آن گذشته است...! نمی‌داند به کدام راه قدم بگذارد...! بر سر دو راهی می‌ایستد تا انتخاب کند...! اما انتخابش درست است یا غلط؟ کسی نمی‌داند.
  20. آنشرلـــــ🍊ـیمومشکی

    در حال تایپ رمان صحرا | آنشرلی‌مومشکی کاربر رمان فور

    خلاصه: خانواده‌ای عرب ‌تبار چندی پیش از بعثت پیامبر، که رفتار مردمان سرزمینشان دست‌خوش فرهنگ و رسومات باطل و از دسته مردسالارها و دخترگریزها بودند؛ در حجاز می‌زیستند. پدر خانواده دامدار و مدام درحال کوچ است. او دو زن دارد و زن دوم او باردار هست، به هنگام وضع‌حمل و دختر بودن فرزند ارشد پدر به فکر...
بالا