• کاربران گرامی انجمن مجهز به سیستم تشخیص مولتی اکانت می باشد چنانچه مولتی اکانت دارید سریعا به خصوصی مدیریت کل مراجعه کنید اگر نه اکانت مولتی شما بن و اخطار جدی و همیشگی خواهید گرفت!

malk.nasi

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
4
پسندها
0
دست‌آوردها
1
سلام
نمی‌دونم اسم زمان چیه ... حتی اسم شخصیتارم یادم نمیاد
فقط می‌دونم که یه دختره مذهبی از طریق فضای مجازی با یکی دوست میشه بعد از چند وقت طرفو حضوری میبینه.... میبینم که اون یه پسر کاملااااااا غیر مذهبیه
خواهر دختره هم با برادر پسره رابطه داره و تهش ازون حامله میشه
اگه کسی اسمشو می‌دونه بگه لطفاً
تب داغ هوس
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان

yegane's

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
3
پسندها
0
دست‌آوردها
1
سلام من دنبال رمانی ام که
دختره اول عاشق یه مردی میشه که برادر اون مرد به خواستگار خالش می‌ره
بعد در خواستگاری با برادر یا پسر اون مرد(دقیق یادم نیست) آشنا میشه
و طی یک سری اتفاقات عاشق اون میشه
دختره در یک باشگاه ورزش می‌کنه که مجبوره سانسش رو تغییر بده و به سانس خصوصی اون پسره می‌ره فکر کنم کراس فیت کار میکنن
و بعد پسره در فوتبال عضو یک تیمی میشه و اون دختره مربی باشگاه تیم فوتبال آن ها میشه
و در آخر پسره به خاطر فوتبال پاش آسیب می بینه
و دختره و پسره باهم ازدواج میکنن
کسی نمیدونه؟
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان

Shina.1381.S.SH

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
2
پسندها
0
دست‌آوردها
1
سلام یه رمان خوندم قبلا قدیمیه
در مورد یه دختره به اسم مریم فک کنم با پسرخاله اش که مسعود یا سعیده ازدواج میکنه اما با دخالت های خالش شوهرش بهش خیانت میکنه خلاصه جدا میشه دختره تهران زندگی می‌کرد با خیاطی پیشرفت میکنه و حالا وسط ماجرا برادر مریم با خواهر مسعود قراره ازدواج کنن ولی خب برادر مریم از لجبازی قضیه رو کنسل میکنه و با دختر همسایه جدید به نام ژیلا نامزد میکنه مدتی که بعدشش جدا میشه و دوباره برمیگرده پیش خواهر سعید، اسمش سارا فک کنم
مریم میره شمال پیش مادربزرگش فک کنم اونجا با دوست مادربزرگش اشنا میشه که یه پسر داره قبلا ازدواج کرده و پسرش نظامیه فک کنم. حالا این آقا یه پسر ۸ یا ۹ ساله داره و یه دختر دو ساله حدودا.قضیه این آقا هم اینجوری بوده که به اجبار پدرهاشون با زن قبلی‌اش ازدواج میکنه و بعد از فوت پدرهاشون از هم جدا میشن و مادر بچه ها با پسرعموش ازدواج میکنه میره المان. خلاصه این آقا با مریم اشنا میشه ازدواج میکنن و میرن اصفهان برای زندگی.اونجا مریم مزون میزنه و کار میکنه و خلاصه پایان خوش
همه جزئیات جزئیات یادمه به جز اسم
ممنون میشم اگه میدونستید راهنمایی کنید
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان

رهاییا

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
2
پسندها
0
دست‌آوردها
1
من دنبال یک رمان میگشتم اسم دختره یادم نیست ولی خیلی خوشگل بود و شکل مونیکا بلوچی بود و یک برادر داشته که سرطان خون گرفته و مرده. مادرشم از غم برادرش مرده و این دختره میره خارج از کشور دنبال تابلو خانوادگی که برای پدرش خیلی ارزشمنده (دختره خیلی پولداره) اونجا عاشق اون کسی میشه که تابلو دستشه اون پسره هم همینطور پسرم خیلی خوشگل بوده خلاصه اونو به بهانه اینکه چند نقاشی برام بکش این تابلو بهت میدم نگهش میداره در اخر ازدواج میکنن و فامیل دختره نمیدونم کیش بود اموال دختره رو میخواسته میاد شوهر دختره رو میدزده و معتادش میکنه خلاصه پیداش میکنن و ترکش میدن پایانش خوبی داشت اگه کسی اسمشو میدونه بگه لطفا خیلی ذهنم درگیره ممنون
اسمشو پیدا کردی به منم میگی لطفااا
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان

malk.nasi

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
4
پسندها
0
دست‌آوردها
1
اسم این رمان و می خوام
پسرعموی نقش اصلی، پسری به نام «بهروز» (خواستگار خواهرشان) را می‌کشد. خانواده مقتول، «دختر عموی قاتل که با عموش اینا زندگی میکرد » را به عنوان کلفت و خون‌بها به خانه می‌برند. برادر کوچک‌تر بهروز (که بعداً شوهر اجباری دختر می‌شود) از رابطه قبلی خود یک نوزاد دارد. آن نوزاد را می‌آورند و به دختر می‌سپارند و اسمش و بهروز میرارن سپس این زوج مجبوری با آن نوزاد به آلمان مهاجرت می‌کنند و کم کم پسره عاشق دختره میشه
ممنون
اسم این رمان و بگید
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان

رهاییا

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
2
پسندها
0
دست‌آوردها
1
من دنبال یک رمان میگشتم اسم دختره یادم نیست ولی خیلی خوشگل بود و شکل مونیکا بلوچی بود و یک برادر داشته که سرطان خون گرفته و مرده. مادرشم از غم برادرش مرده و این دختره میره خارج از کشور دنبال تابلو خانوادگی که برای پدرش خیلی ارزشمنده (دختره خیلی پولداره) اونجا عاشق اون کسی میشه که تابلو دستشه اون پسره هم همینطور پسرم خیلی خوشگل بوده خلاصه اونو به بهانه اینکه چند نقاشی برام بکش این تابلو بهت میدم نگهش میداره در اخر ازدواج میکنن و فامیل دختره نمیدونم کیش بود اموال دختره رو میخواسته میاد شوهر دختره رو میدزده و معتادش میکنه خلاصه پیداش میکنن و ترکش میدن پایانش خوبی داشت اگه کسی اسمشو میدونه بگه لطفا خیلی ذهنم درگیره ممنون
اسمشو به منم میگی پیداش کردی؟؟
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان

Tinashak

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
2
پسندها
0
دست‌آوردها
1
سلام یه رمان بود دختره با دوستش میره پارتی یه پسر بهش دست درازی میکنه بعد صبح یه پسره میاد پیشش همرو میندازه تقصیر اون پسر پسر قبلا نامزد داشته ولی مجبور میشه با این دختره ازدواج کنه پسره عکسای نامزد قبلیشو میزنه رو در و دیوار خونه
سلام یه رمان بود دختره با دوستش میره پارتی یه پسر بهش دست درازی میکنه بعد صبح یه پسره میاد پیشش همرو میندازه تقصیر اون پسر پسر قبلا نامزد داشته ولی مجبور میشه با این دختره ازدواج کنه پسره عکسای نامزد قبلیشو میزنه رو در و دیوار خونه
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان

Tinashak

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
2
پسندها
0
دست‌آوردها
1
سلام یه رمان بود دختره با دوستش میره پارتی یه پسر بهش دست درازی میکنه بعد صبح یه پسره میاد پیشش همرو میندازه تقصیر اون پسر پسر قبلا نامزد داشته ولی مجبور میشه با این دختره ازدواج کنه پسره عکسای نامزد قبلیشو میزنه رو در و دیوار خونه
اسمشو پیدا کردی؟
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان

yegane's

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
3
پسندها
0
دست‌آوردها
1
سلام
دنبال یک رمانی هستم
یه دختری در روز خواستگاری خالش با یه پسره آشنا میشه
بعد دختره ورزش فکر کنم کراس فیت کار میکرده و مجبوره سانس باشگاه را عوض کنه. و پسره که یک سانس خصوصی برای خودش داشته و دختره ازش میخواد که اون هم در آن سانس ورزش کنم
بعد یک مدت پسره فوتبالیست میشه و این دختر مربی باشگاه بدنسازی پسره است
در آخر این پسر داشت آسیب میبینه و دیگه نمیتونه فوتبال بره
و باهم ازدواج میکنن
حتی فکر کنم این دختر و پسر برا سرگرمی میرفتن قبرستان و داخل قبر های خالی میرفتن و صحبت میکردن
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان

Baharehoseini

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
3
پسندها
0
دست‌آوردها
1
سلام یه رمان خوندم دختره به خاطر دوستش عرق میبره به مهمونی بعد اسمش نهال اونجا یه پسره عاشقش میشه اسمش آبتینه ،به زور نهال ومیبوسه اسم دوست دختر آبتین ،آیدا ست،که با نهال دعواش میشه،،،بعد نهال یه دختر تنهاس که شیرمال درست میکنه میبره تو مترو میفروشه ،،،نهال یه پراید داره اسمش رخشه،،،ممنون میشم اسمش رو بگین
 
انجمن رمان دانلود رمان دانلود رمان تایپ رمان
بالا پایین