nafasiii

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
4
پسندها
3
دست‌آوردها
3
سکه
57
.رمان در مورد یه دختر ک وکیله،و رابطه چندان خوبی با خانوادش نداره،حتی مادرش اجاره نمیده بره تو اشپز خونه.یه پسره ک دقیقا یادم نیست چیکاره بود ولی پوول دار بود،ازش میخواد وکالتش رو قبول کنه،بعدش نمی دونم چیشد ک رفت خاستگاریش هم.اونجا بود ک پدر دختره بهش گفت ک زمانی ک واسه کارش رفته بوده خارج یه زن گرفته بود ک این دختر مال اونه و...

خوشحال میشم تو پیدا کردنش کمکم کنید
رمان مستی برای ش*ر*ا*ب گران قیمت
 
تایپ رمان

d1386

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
1
پسندها
1
دست‌آوردها
1
سکه
17
سلام میشه بگید اسم این رمان چیه ؟؟


_ آقاجون خواهش میکنم تمومش کنید جفتشون بچه هستند ، گفتید آهو رو واسه ی آریان عقدش کنید انجام شد اما شب زفافشون برگزار بشه چ صیغه ای هستش ، آهو تازه سیزده ساله اش شده و آریان بیست سالش شده این اصلا درست نیست .
آقاجون با چشمهای سردش خیره به عمو شد و پر تحکم گفت :
_ آهو عروس آریان هست ، آریان قراره چند مدت دیگه واسه ی درس خوندن بره خارج پس بهتره قبل رفتنش وظیفه اش رو به جا بیاره
عمو ناامید بهش داشت نگاه میکرد میدونست هیچکس نمیتونه روی حرفش حرف بزنه
با همون سن کمی که داشتم میدونستم شب زفاف چیز خوبی واسه ی من نیست که عمو انقدر باهاش مخالفت میکرد حسابی ترسیده بودم
 
تایپ رمان
  • ایول
واکنش‌ها[ی پسندها]: SAB'AM

Yalda.a.r

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
4
پسندها
6
دست‌آوردها
3
سکه
79
سلام میشه بگید اسم این رمان چیه ؟؟


_ آقاجون خواهش میکنم تمومش کنید جفتشون بچه هستند ، گفتید آهو رو واسه ی آریان عقدش کنید انجام شد اما شب زفافشون برگزار بشه چ صیغه ای هستش ، آهو تازه سیزده ساله اش شده و آریان بیست سالش شده این اصلا درست نیست .
آقاجون با چشمهای سردش خیره به عمو شد و پر تحکم گفت :
_ آهو عروس آریان هست ، آریان قراره چند مدت دیگه واسه ی درس خوندن بره خارج پس بهتره قبل رفتنش وظیفه اش رو به جا بیاره
عمو ناامید بهش داشت نگاه میکرد میدونست هیچکس نمیتونه روی حرفش حرف بزنه
با همون سن کمی که داشتم میدونستم شب زفاف چیز خوبی واسه ی من نیست که عمو انقدر باهاش مخالفت میکرد حسابی ترسیده بودم
عروس سینزده ساله
 
تایپ رمان

melisa0099

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
18
پسندها
18
دست‌آوردها
3
سکه
174
سلام برو بچه های رمان فور حال و احوال حضرات عالیه؟؟
می خواستم یه منتی بزارید یه همتی کنید دست در دست هم که این رمان من هم یافت بشه

آقا رمان ازاین قراره که یه دختر پسر دانشجو برای یک تحقیقی از طرف دانشگاه راهی افغانستان شدن
که فکر کنم خانواده پسره هم اونجا بودن بعد پسره به دختره تو یه شب که م*س*ت بوده مزاحمت می کنه و وقتی برگشتن ایران با هم ازدواج می کنن

با تشکر ملیسا.
 
تایپ رمان

........

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
1
پسندها
2
دست‌آوردها
3
سکه
48
سلام
یه رمانی بود دختر و پسر رپر بودن و توی یک مهمونی باهم آشنا شدن اوایل لج بودن باهم کم کم عاشق شدن گروه تشکیل دادن واسه خوندن و تونستن کنسرت بزارن
اگه اشتباه نکنم اسم پسره بردیا بود دختره هم بهار میشه لطفا اسمشو بگین
 
تایپ رمان

nafasiii

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
4
پسندها
3
دست‌آوردها
3
سکه
57
سلام برو بچه های رمان فور حال و احوال حضرات عالیه؟؟
می خواستم یه منتی بزارید یه همتی کنید دست در دست هم که این رمان من هم یافت بشه

آقا رمان ازاین قراره که یه دختر پسر دانشجو برای یک تحقیقی از طرف دانشگاه راهی افغانستان شدن
که فکر کنم خانواده پسره هم اونجا بودن بعد پسره به دختره تو یه شب که م*س*ت بوده مزاحمت می کنه و وقتی برگشتن ایران با هم ازدواج می کنن

با تشکر ملیسا.
رمان پرنسس لجباز من
 
تایپ رمان

Fateme20

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
1
پسندها
3
دست‌آوردها
3
سکه
43
یه رمانی خونده بودم ک راجب دختری بود ک تو یه عمارت کار میکرد زن اون خونه از اون دختر خواست ک برای به دست اومدن پول عمل مادرش. بیاد زن شوهرش بشه تا بتونه براش بچه بیاره ولی پسره حق نداره ک صورت دختر و ببینه اسم پسر هم پیمان بود بعدا دختره متوجه میشه ک اون پسره عشق سابقش بوده و الان فراموشی گرفته برای همین نمیشناسش اگه بدونید اسمش و خیلی خوبه من خیلی دنبالش گشتم
 
تایپ رمان

فاطمه

کاربر عادی
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
62
پسندها
60
دست‌آوردها
18
محل سکونت
مشهد
سکه
1,458
مقام مانایی
شهروند
یه رمانی رو یه سال پیش خوندم زنه حامله بود شوهرش که خیلی هم دوسش داشت مرد خانواده شوهرش زیاد ازش خوششون نمیومد اما پدر شوهره چون نوه اش تو خونه خودش بزرگ بشه عروس رو مجبور میکنه که با پسر دومیش ازرواج کنه پایانشم خوب بود بعد یه عالم ماجرا عاشق هم شدن
 
تایپ رمان
  • ایول
واکنش‌ها[ی پسندها]: mobina..a

tonis

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
3
پسندها
5
دست‌آوردها
3
سکه
92
سلام رمانی هست که یک زوج جوان که با یک خانم تصادف میکن مسئولیت رو دختره بعهده مسگیره و به زندان میره و پس از ازاد شدن شوهر مقتول برای انتقام وارد زندگی دختره میشه و دختره علاقه به اشپزی داره و پسره براش ی اپارتمان میگیره که دختره اونجا مشغول حرفه اشپزی میشه و برای باشگاها وجاهای دیگه سفارش می فرسته . کسی میدونه اسم این رمان چی هست.
فقط اسمش رو میخواستم لطفااااد
سلام کسی نمیدونه اسم این رمان چیه
 
تایپ رمان
  • ایول
واکنش‌ها[ی پسندها]: mobina..a

آسمان

تازه وارد
کاربر رمان فور
سطح
0
 
ارسالات
2
پسندها
2
دست‌آوردها
3
سکه
46
سلام یه رمان خوندم که توش یه دختر شر و شیطون بود به اسم هستی ویک پسر که از بچگی عاشق هستی بوده و این پسر که پسر دوست پدر هستی بوده بعد از سال ها با هستی ملاقات میکنه و بعد از مدتی بخاطر مسافرتی که پدر و مادر هستی به فرانسه دارن پدر هستی به خاطر اینکه یکی مراقبش باشه اونو صیغه پسره میکنه تا پسره مراقب هستی باشه و در این مدت هستی هم عاشق پسره میشه
 
تایپ رمان
بالا پایین